تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 668

مساهمون:

ص٦٦٨
لا بتأويل عدد و الخالق لا بمعنى حركة و نصب . . . » ( تا آخر خطبه ) « 1 » . و از جمله خطبهء 162 ( الحمد للّه خالق العباد . . . تا آخر خطبه ) ، و نيز خطبهء 186 ( ما وحّده من كيّفه . . . تا آخر خطبه ) . « 2 » و از جمله خطبهء آن حضرت در جواب ذعلب كه گفت : يا امير المؤمنين هل رايت ربّك ؟ فقال عليه السّلام : و يلك يا ذعلب لم أكن لأعبد ربّا لم أره . . . اين خطبه طويل است و شامل مطالب بسيار عالى دربارهء توحيد بالصّرافه است ؛ و آن را صدوق در خصال با اسناد خود از آن حضرت نقل مىكند . و از جمله خطبهء آن حضرت است كه در احتجاج طبرسى آمده است : دليله آياته ؛ و وجوده إثباته و معرفته توحيده ؛ و توحيده تمييزه عن خلقه ؛ و حكم التّمييز بينونة صفة لا بينونة عزلة ؛ تا آن‌كه مىفرمايد : ليس بإله من عرف بنفسه ؛ هو الدّالّ بالدّليل عليه ؛ و المؤدىّ بالمعرفة اليه . بارى اين مطالب را استاد علّامه طباطبايى به‌طور مشروح در تفسير الميزان ج 6 از صفحه 96 تا 108 آورده‌اند ؛ و سپس در بحث تاريخى مىفرمايند : گفتار به اين‌كه عالم صانعى دارد ؛ و پس از آن گفتار به اين‌كه او واحد است ؛ از قديم‌ترين مسائلى است كه در بين مفكّرين نوع بشرى بوده ؛ و فطرت مركوزه در بشر آن‌ها را
هامش
( 1 ) ترجمه : سپاس خدايى را سزا است كه به‌وسيلهء آفريده‌هايش بر وجود و هستى خويش راهنماست ، و بحدوث و نو پيدا شدن آفريده‌هايش بر ازلى بودن و ابتداء نداشتن خود دليل است و به شبيه بودن آفريده‌ها با يكديگر نشان مىدهد براين‌كه مانندى براى او نيست . حواسّ به كنه او پى نبرد ، پوشندها او را نمىپوشاند ، به جهت فرق بين آفريننده و آفريده‌شده ، و بين تعيين‌كنندهء حدّ و نهايت و تعيين كرده شده و محدود ، و بين پروردگار و پرورده يكى است ، نه آن يك كه در عدد به‌حساب مىآيد ، آفريننده است نه با حركت و رنج بردن ، . . . . . ( 2 ) در نهج البلاغه فيض الاسلام ، شماره خطبه 228 است .
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 668 | مراد على شمس