تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 671

مساهمون:

ص٦٧١
و اين سرّ آن بود كه ما نمونه‌هايى از آن كلمات علّى را ذكر كرديم ؛ چون اين گونه سلوك احتجاجىّ برهانىّ در كلام غير از او ديده نشده است ؛ كه همهء آن‌ها مبنى بر صرافت وجود و احديّت ذات اقدس خداست جلّت عظمته . و سپس علّامه در پاورقى فرمودند : در اين‌جاست كه مرد ناقد خبير و متدبّر متفكّر عميق از آن‌چه از بعض از علماء اهل بحث‌وگفتگو صادر شده است : كه اين خطبه‌هاى حضرت امير المؤمنين كه در نهج البلاغه آمده است انشاء حضرت نيست ؛ و از ساختگىهاى سيّد رضىّ است ؛ سرانگشت تعجّب به دندان بايد بگزد . و اى كاش من مىفهميدم كه چگونه ساختگى بودن مىتواند در اين موقف علمى دقيقى كه افهام علماء حتّى پس از آن‌كه على بن ابيطالب درش را باز كرد ؛ و پرده‌اش را برگرفت ؛ قدرت و قوّت وقوف برآن را نيافت ؛ راه پيدا كند ؟ و قرون متماديه بعد از افكار مترقى در طول هزار سال در راه سير تكاملى فكرى نتواند به آن برسد ؛ و غير از على بن ابيطالب نه صحابه و نه تابعين نتوانستند اين‌بار را حمل كنند ؛ و براين حقيقت واقف گردند ؛ و طاقت ادراك آن را داشته باشند . آرى كلام اين‌گونه افرادى كه نهج البلاغه را به ساختگى بودن مىخواهند از صحنه خارج كنند ، با بلندترين آهنگ ، فرياد مىزند : كه آنان چنين پنداشته‌اند كه حقايق قرآنيّه و اصول عاليهء علميّه ، جز مفاهيم عامّه كه در دست همه است چيز دگرى نيست ؛ و فقط تفاضل با الفاظ فصيح و بيان بليغ است . ما اين نمونه را در اين‌جا آورديم تا معلوم شود كه آن‌چه در خطب و روايات