لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ ،
« 1 » « پادشاهى و صاحب اختيارى امروز براى كيست ؟ براى خداوند واحد قهّار است . »
چون ملكيّت مطلقهء الهيّه براى غير او ، مالكى نمىگذارد الّا آنكه نفس آن مالك و ما يملك او را ملك طلق خدا قرار مىدهد .
از اين وحدت ذات اقدس احديّت ، مولى الموحدين أمير المؤمنين عليه افضل الصّلوة و السّلام پرده برداشتند ؛ و در بسيارى از خطب و كلمات آن حضرت به طور مشروحى وحدت بالصّرافه خدا را بيان مىكند .
از جمله خطبهء اوّل از نهج البلاغه : اوّل الدّين معرفته و كمال معرفته التّصديق به ؛ و كمال التّصديق به توحيده ؛ و كمال توحيده الإخلاص له ؛ و كمال الإخلاص له نفى الصّفات عنه . . . ( تا آخر خطبه ) « 2 » .
و از جمله خطبهء 63 : « الحمد للّه الّذى لم يسبق له حال حالا فيكون أوّلا قبل ان يكون آخرا ؛ و يكون ظاهرا قبل ان يكون باطنا ؛ كلّ مسمّى بالوحدة غيره قليل ؛ و كلّ عزيز غيره ذليل . . . » ( تا آخر خطبه ) « 3 » .
و از جمله خطبهء 152 : « الحمد للّه الدّالّ على وجوده بخلقه ؛ و بمحدث ؛ خلقه على ازليّتة ؛ و باشتباههم على ان لا شبه له ؛ لا يستلمه المشاعر ؛ لا يحجبه السّواتر ؛ لافتراق الصّانع و المصنوع ؛ و الحادّ و المحدود و الرّبّ و المربوب الأحد
هامش
( 1 ) سوره غافر ، آيه 16 .
( 2 ) ترجمه : اساس دين شناختن او است و شناختن كامل تصديق و گرويدن به او است ؛ و تصديق تمام توحيد و يگانه دانستن او است ؛ و كمال توحيد خالص نمودن عمل است براى او ؛ و كمال اخلاص آنست كه صفات زائده بر ذات براى او تصوّر نكند . . . .
( 3 ) ترجمه : حمد و سپاس خداوندى را سزاست كه هيچ صفاتى ( از صفاتش ) بر صفت ديگر او پيشى نگرفته است ، پس پيش از آنكه آخر است اوّل مىباشد ؛ و پيش از آنكه پنهان باشد هويدا است ؛ و غير او هركه به وحدت و يكى بودن ناميده شود كم است ؛ و هر عزيزى غير او ذليل و خوار است . . . .