تَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ ؛
« 1 » و
سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَصِفُونَ
« 2 »
و بههمين سبب است كه هرجا كه در قرآن كريم نام قهّاريّت خدا برده مىشود ؛ اوّلا خدا را به وحدت توصيف مىكند و سپس به قهّاريّت ، براى آنكه اين معنى را برساند كه وحدت او بهطوريست كه براى هيچ كس مجال آن را نمىگذارد كه براى او وجود مماثلى بتواند فرض كند ؛ تا چه رسد به آنكه از دائرهء فرض ، خارج و در عالم وجود تحقّق گيرد . و به مرحلهء واقعيّت و ثبوت برسد :
در آيات زير توجه كنيد :
. . . أَ أَرْبابٌ مُتَفَرِّقُونَ خَيْرٌ أَمِ اللَّهُ الْواحِدُ الْقَهَّارُ
،
ما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْماءً سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمْ . . .
« 3 » « آيا صاحب اختياران و مدبران جداجدا بهترند ؛ يا اللّه كه او واحد و قهّار است ؟ شما غير از ذات اقدس او چيزى را نمىپرستيد مگر نامهايى را كه شما و پدرانتان برآنها گذاردهايد ! »
توصيف خداوند را به وحدت قاهره كه هر شريك مفروضى را مقهور مىكند ؛ براى هر معبودى غير از ذات اقدس او غير از اسم چيزى را باقى نمىگذارد .
أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ قُلِ اللَّهُ خالِقُ كُلِّ شَيْءٍ وَ هُوَ الْواحِدُ الْقَهَّارُ ،
« 4 »
،
« آيا براى خداوند شريكانى قرار دادند ؛ كه آنها نيز مانند خلقت خدا خلق كنند ؛ و در اين صورت خلق برآنها مشتبه گردد ؟ بگو خداوند خالق هرچيزيست ؛ و اوست واحد قهّار » .
هامش
( 1 ) سوره نمل ، آيه 63 .
( 2 ) سوره انعام ، آيه 100 .
( 3 ) سورهء يوسف ، آيات 40 و 41 .
( 4 ) سوره رعد ، آيه 16 .