با اطمينان سخن گفت ، امّا بهنظر مىرسد كه بايد اصل را بر پذيرش بگذاريم ، مگر آنكه در بيان ايشان قراينى دالّ بر ردّ ، وجود داشته باشد .
باز اين مطلب را مىتوان از سخنان مختلف ايشان دريافت . ايشان پس از نقل روايتى دربارهء رؤيت جنّ توسط پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم مىنويسند :
« روايات در باب قصّهء اين چند نفر جنّى كه آمدند و به صداى قرائت قرآن گوش فرا دادند بسيار زياد و سخت مختلف است ، بهطورى كه به هيچوجه نمىشود متن آنها را با قرآن يا قراينى مورد اعتماد تصحيح كرد . . . » « 1 »
و در جاى ديگر مىآورند :
« بايد دانست كه روايات دربارهء قصهء هود و عاد زياد است ولى مشتمل بر چيزهايى است كه راهى براى تصحيح و تأييد آن از طريق كتاب يا اعتبار عقلى وجود ندارد و ما از ذكر آنها صرفنظر كرديم « 2 » » .
ايشان ، از اضطراب متن نيز صرفنظر كرده ، مىنويسند : « در متن حديث اندكى اضطراب وجود دارد زيرا . . ولى مراد واضح است » « 3 » .
در بحث از اصحاب كهف نيز در رفع تعارض بين حديث و ظاهر قرآن مىكوشند « 4 » . و در داستان ذى القرنين به توجيه و رفع اشكال از روايتى مىپردازند كه براساس هيأت بطلميوس از حركت خورشيد ، سخن گفته است ( الميزان ؛ ج 13 ص 374 - 376 ) « 5 » .
هامش
( 1 ) همان ؛ ج 18 ، ص 219 و 220 .
( 2 ) الميزان ؛ ج 10 ، ص 306 .
( 3 ) همان ؛ ج 10 ، ص 327 - 332 .
( 4 ) همان ؛ ج 13 ، ص 283 و 284 .
( 5 ) بيّنات ( فصلنامه قرآنى ) ؛ شمارهء 34 ، ص 59 - 60 ؛ از سخنان سركار خانم دكتر زهرا نفيسى .