عاشقانهاى از گوشههاى چشمش جارى مىشد اجمالا :
اى دل غلام شاه جهان باش و شاه باش * پيوسته در حمايت لطف إله باش
امروز زندهام به ولاى تو يا على * فردا به روح پاك امامان گواه باش
آن را كه دوستى على نيست ، كافر است * گو زاهد زمانه و گو شيخ راه باش
قبر امام هشتم سلطان دين رضا * از جان ببوس و بر در آن بارگاه باش
دستت نمىرسد كه بچينى گلى ز شاخ * بارى به پاى گلبن ايشان گياه باش « 1 »
* خويشتندارى در تعصّب به اهل بيت عليهم السّلام در الميزان !
سيّد محمّد باقر موسوى همدانى ( مترجم الميزان ) طى بياناتى گفته است :
استاد ( علّامه ) دربارهء نشان دادن مظلوميت اهل بيت عليهم السّلام و مسأله ولايت همان شيوهء تفسير مجمع البيان ( طبرسى ) را به كار برده و گويا منظورشان اين بود كه تفسير الميزان مانند آن تفسير مورد مطالعه همهء فرق اسلام واقع شود و بدين جهت هيچگونه تعصبى در اين تفسير به چشم نمىخورد و در آياتى كه دربارهء امير المؤمنين عليه السّلام نازل شده به ذكر روايات عامّه در تفسير آن آيات اكتفا نمودهاند و بهنظر حقير ، ايشان در اين روش ، رنج بسيار تحمل كردند چون دربارهء ظلمهايى كه بر اهل بيت عليهم السّلام و مخصوصا بر امير المؤمنين عليه السّلام و فاطمه زهرا عليها السّلام رفته دل شكسته بودند به شهادت اينكه وقتى ذاكرى نام مقدس اين بزرگواران را مىبرد قطرات اشك از چشمانش پىدرپى مىريخت و معلوم است ، چنين كسى اگر بخواهد در طول بيست جلد تفسير قرآن ، داغ دلى از دشمنان اهل بيت نگيرد و
هامش
( 1 ) مجلهء پيام انقلاب ، شماره 151 ، 16 آذر 1364 ، ص 37 . مندرج در « جرعههاى جانبخش » ، ص 274 .