عصمت و طهارت است ، اين دو قدح مالامال از آب زندگانى از يك كوثرند ، مرگ بردار نيستند ، كسانى هم كه در خدمت اهل بيت و قرآن باشند زندهاند ، زيرا اين آب زندگانى زوالپذير نيست « 1 » .
* فناى در ولايت
وقتى از يكى از شاگردان علّامه طباطبايى در خصوص علاقه علّامه نسبت به اهل بيت پرسيدند ، ايشان مطالبى بيان داشت كه چكيدهاش اين است :
نمىشود كه كسى حكيم و عارف الهى باشد و صاحب ولايت نباشد و در آستانه اهل بيت سر فرود نياورد و عتبه بوس ولايت نبوده باشد ، چون واسطه فيض ولايت است ، هر حكيم الهى و فرد مؤمن و هر شخص مسلمان بدون ولايت بهجايى نمىرسد و مرحوم علّامه طباطبايى چگونه اهل ولايت نباشد كه مىبينند در هر آيهاى كه وارد شده در بحث فرموده است « بحث روائى » اين بحث روائى يعنى فيوضات و بركات دهن ولايت است كه « انّما يعرف القرآن من خوطب به » به اسرار و بطون قرآن آگاهى دارند ، در حقيقت جوامع روايى ما تفسير قرآنند و جناب علّامه در كناره سفرهء ولايت و فانى در ولايت بود و در جلسات وعظ و خطابه سخن از مصيبت اهل بيت عصمت و طهارت پيش مىآمد ، از حضرت سيد الشهداء عليه السّلام از شهادت آن بزرگوار و سربازان فداكارش و اسارت اهل بيتش و شهادت ائمه ديگر صحبت بهميان مىآمد ، چه اشك آتشين
هامش
( 1 ) مقالهء شرحى بر رسالة الولاية علّامه طباطبايى ، مجلهء وقف ميراث جاويدان سال دوم . شماره دوم ضمنا متن عربى اين رساله در يادنامهء مفسر كبير علّامه طباطبايى درج شده است . مندرج در « جرعههاى جانبخش » ، ص 271 - 273 .