الَّذِي نَزَّلَ الْكِتابَ وَ هُوَ يَتَوَلَّى الصَّالِحِينَ
« 1 » .
مقام نبوت و همچنين رسالت از مواهب خاصه است كه
اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
« 2 » ، امّا راه تهذيب نفس كه انسان را زير پوشش ولايت حق ببرد و مستقيما از سرپرستى خداى سبحان مدد گيرد به روى همگان باز است .
مشاهدهء اسرار عالم مخصوص انبياء نيست ، ديگران هم مىتوانند به اين مقام برسند ، با اين تفاوت كه انبياء قويتر و بيشتر و روشنتر مىبينند و شاگردان آنها كمتر ولى اينچنين نيست كه پىبردن به اسرار غيب مخصوص انبياء باشد و ديگران راهى به آن نداشته باشند ، چون هيچ نعمتى بهتر از اين نيست كه انسان در تحت ولايت و سرپرستى خداى سبحان باشد ، بنابراين راه رسيدن به اين نعمت را هم بايد جستجو كرد و قرآن كريم راه را به انسانها نشان داده است .
مرحوم علّامه طباطبايى چون خود همانند بعضى از اساتيد خاص خويش سالك اين طريقت و راهى اين راه بود ، لذا توانست سفرنامهاى بنويسد كه همان رساله ولايت است .
مرحوم علّامه از معدود علماى اين طريق بود كه بهمقدار اينكه راه را طى كرد ، توانست براى ديگران بازگو كند يعنى مشهود را مبرهن كند ، آن توانايى در علّامه بود كه حضور را حصول و مشهود را مفهوم و عرفان را برهان كند . مضامين بالا را استاد جوادى آملى در معرفى رساله ولايت علّامه طباطبايى آورده و پس از ذكر فشردهاى از اين اثر گرانقدر در پايان بحث خاطرنشان ساخته است كه : علّامه طباطبايى كوشيده تا خود را به آب زندگانى وصل كند كه قرآن كريم و اهل بيت
هامش
( 1 ) سورهء اعراف ، آيهء 196 .
( 2 ) سورهء انعام ، آيهء 124 .