ژرف فلسفى آثار او را نقطهء آغازى ايدهآل براى تنظيم و تقرير پاسخى اسلامى به كلام فلسفى معاصر مغربزمين مىنماياند .
اين انديشمند واقعبين اعتراف مىكند كه : بسيارى از بحثهاى فلسفى كه در سراسر الميزان پراكنده است آهنگ اثبات تناقض آلودگى نظريهء تثليث ( مسيحيت ) و تقدير و تحكيم آموزهء وحدانيت خداوند را دارد . در لابلاى اين بحثها ، مشرب تعقلى ذاتى كلام اسلامى آفتابى مىشود و تقابل آن با مشرب غير عقلانى كلام مسيحى كه رمز و راز را از تناقضگويى تميز نمىدهد هويدا مىشود ، از طرف ديگر مكتوبات علّامه طباطبايى در موضوعات عرفانى نشانگر حساسيت و درك عميق عرفانى راستين است . . . بدينسان نوشتههاى علّامه طباطبايى نيك روشن مىكند كه مىتوان كلامى عقلانى و دفاعپذير درخور عصر حاضر بنا كرد ، حتى عرفانى خردپسند هم مىتواند جايى در اين جهاننگرى داشته باشد . . . .
در سراسر بحثهاى فلسفى كه در تفسير الميزان آمده است علّامه در طرح و شرح اين دقيقه از هيچ كوششى فرو نگذاشته كه عبارات و الفاظى كه در وصف احوال و اشخاص ( انسانها ) به كار مىرود چون بر خدا اطلاق مىشوند بايد از نو تعبير و تفسير شوند . . . علّامه مىنويسد : علم خدا علمى حضورى است و همه حال در نزد عالم حاضر و عين ذات الهى است .
علم الهى و علم بشرى از دو گوهرند و تمايزشان ناشى از تمايز وجودى خدا و انسان است .
علّامه مىنويسد : شأن خداوند سبحان و تعالى بالاتر از آن است كه با ذهن يا قواى ذهنيش تصورات و ماهياتى را درك كند كه در مخيّله انسانها نقش مىبندد .
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 588
مساهمون: مراد على شمس
ص٥٨٨