تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
اگر چنين باشد تركيب و تأليف به ذات الهى راه مىيابد و خداوند بزرگتر از آن است كه به دو نسبت مىدهند . . . علّامه كلام خدا را كلام حقيقى مىداند نه مجازى ، وحى الهى تفهيم و تفاهم واقعى است زيرا به انسان مشخص متوجه است و از راه آن پيامى ابلاغ مىشود . با بيان گذشته روشن شد قانونى كه سعادت جامعه بشرى را تأمين كند خرد درك نمىكند چون به مقتضاى نظريه هدايت عمومى وجود چنين دركى در نوع انسان ضرورى است ، ناگزير دستگاه درك‌كننده ديگرى در ميان نوع انسانى بايد وجود داشته باشد كه وظايف واقعى زندگانى را به آنان بفهماند و در دسترس همگان گذارد و اين شعور و درك كه غير از عقل و حس مىباشد وحى ناميده مىشود . بدين‌سان علّامه طباطبايى راهى را نشان مىدهد كه اعتقاد به الهى بودن رابطه وحى را نگاه داريم بىآن‌كه خدا را در زمرهء اشخاص درآوريم . اين‌گونه است كه علّامه نشان مىدهد مىتوان از زبان دينى تفسيرى عقلانى بدست داد . بىآنكه محدوديت‌هاى وجودى انسان و ديگر مخلوقات را به خدا تسرى داد . . . كلام فلسفى علّامه طباطبايى از آن مايهء عمق و باريك‌انديشى بهره‌مند است كه بر بحث‌هاى جارى در حيطه كلام فلسفى ديدگاهى مشخصا اسلامى را بيفزايد ، حيطه‌اى كه در مغرب‌زمين اهميت و اهتمام روزافزونى را شاهد است « 1 » .
هامش
( 1 ) مجله كيهان ، سال اوّل ، آذرماه 1370 شماره 2 ، مقالهء علّامه طباطبايى و كلام فلسفى معاصر غرب ، دكتر محمد گرى لگنهاوزن ، ترجمه محمد رضا اثنى عشرى ، ص 14 - 17 . مندرج در « جرعه‌هاى جانبخش » ، ص 299 و 300 .
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 589 | مراد على شمس