تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
تدريس اسفار را ترك نمىكنيم . ولى درعين‌حال من آيت اللّه را حاكم شرع مىدانم ؛ اگر حكم كنند بر ترك اسفار ، مسأله صورت ديگرى به خود خواهد گرفت . علّامه فرمودند : پس از اين پيام ؛ آيت اللّه بروجردى ، ديگر به هيچ‌وجه متعّرض ، نشدند ؛ و ما سالهاى سال به تدريس فلسفه از شفا و اسفار و غيرهما مشغول بوديم . و هروقت آيت اللّه برخوردى با ما داشتند بسيار احترام مىگذاردند و يك روز يك جلد قرآن كريم كه از بهترين و صحيحترين طبع‌ها بود بعنوان هديه براى ما فرستادند . بارى [ چه گفته شود ] از فضائل مردى كه حقا در اينجا غريب بود ؛ در غيبت آمد و در غيبت رفت ، و سربسته و مهر كرده كسى او را نشناخت « 1 » . يكى ديگر از شاگردان برجسته استاد علّامه طباطبايى در خصوص مانع تراشى مذكور چنين اظهار داشته‌اند : درس فلسفه در آن عصر [ اوائل مطرح شدن فلسفه در حوزه توسط علّامه ] چندان خوشنام نبود و تلاش‌هاى زيادى براى تعطيل درس استاد انجام مىگرفت ، و حتى يك مرتبه مرحوم آية اللّه بروجردى در اثر اصرار زياد عناصر ناآگاه ، از ايشان خواستند كه درس فلسفهء خود را محدود نمايند ، استاد پاسخى متين براى آن مرحوم نوشتند و تأكيد كردند كه : اين درس را به‌عنوان وظيفهء شرعى تعين يافته و براى تأمين نيازمندى ضرورى جامعه اسلامى مىگويم ولى مخالفت با شما را به‌عنوان زعيم حوزه و
هامش
( 1 ) مهر تابان ، ص 60 - 62 [ با تصرف ] ؛ از بيانات آية اللّه سيد محمد حسين حسينى تهرانى .