صورتهاى مختلف در ميان جوانان اشاعه دهند و نشريات مختلفى را از روزنامه و مجله و كتاب منتشر سازند . حتى پس از سقوط فرقهء دموكرات در 21 آذر 1325 در آذربايجان ، ماركسيستها دست از فعاليت برنداشته و بر اثر ضعف دولت مركزى و مساعد بودن سياستهاى بينالمللى ، تبليغات زهرآگين آنان ادامه داشت . تا آنجا كه در سال 1329 كتابى بنام « نگهبانان سحر افسون » بهصورت مرموزى در ايران منتشر شد و در آن كليهء مذاهب به باد انتقاد و مسخره گرفته شده و بهصورت ناجوانمردانه بر خداشناسان و روحانيون حمله شده بود . اين كتاب كه موجى از تنفر و سرانجام تأثر از عملكرد اين گروه پديد آورد ، سبب شد كه استاد علّامه طباطبايى با تشكيل جلسهاى ، به نقد مكتب مادىگرى بطور مطلق و ماركسيسم بهصورت خاص بپردازد و اعضاى اين جلسه كه از سال 1330 تأسيس گرديد عبارت بودند از آقايان : شهيد مطهرى ، شهيد دكتر بهشتى ، شهيد قدوسى ، شهيد مفتح ، منتظرى ، موسى صدر ، ابراهيم امينى ، عبد الحميد شربيانى ، مرتضى جزايرى و نگارنده [ استاد جعفر سبحانى ] كه همگى افتخار عضويت آن جلسه را داشتند .
در اين جلسه تمام افكار مادى و بالاخص آنچه ماركسيستها در زمينههاى :
فلسفه ، عامل محرّك تاريخ ، منتشر كرده بودند بتدريج مورد بحث و نقادى قرار گرفت .
يكى از نتايج اين جلسات ، نگارش كتاب « اصول فلسفه و روش رئاليسم » است كه ضربت شكنندهاى بر پيكر ماركسيستها در ايران وارد آورد و كليه بافتهاى آنها را پنبه كرد ؛ حتى پس از انتشار نخستين جزء از اين كتاب
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 507
مساهمون: مراد على شمس
ص٥٠٧