تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
چهارگانه جسم به‌نام « زمان » تصريح مىكند ولى چنان‌كه شايستهء اين بحث بود و كشف اين امر آن‌را ايجاب مىكرد درباره آن سخن نگفته و به اجمال برگزار نموده است ، درحالىكه پيش از كشف نسبيت « انيشتين » و اين‌كه زمان بعد چهارم جسم است اين مسأله در فلسفه صدر المتألهين پىريزى شده و حضرت استاد با تشريح ابعاد گوناگون حركت در جوهر ، وجود چنين بعدى را براى جسم ضرورى دانسته است .

ج - تكميل برهان صديقين

برهان صديقين از عالىترين و پرارزش‌ترين براهين اثبات صانع است و شيخ الرئيس آن را با دخالت دادن بطلان دور و تسلسل تشريح نموده است « 1 » صدر المتألّهين تقرير شيخ را ناقص و نارسا دانسته و آن‌را به گونه‌اى تحرير كرده است كه در اخذ نتيجه « اثبات واجب الوجود » نيازى به دور و تسلسل نيست « 2 » ولى تقرير ايشان مبنى براين است كه اصالت وجود و بساطت آن و تشكيك در آن ثابت گردد . ولى علّامه طباطبايى تقرير اين برهان را بر هيچ‌يك از مبانى متوقف ندانسته بلكه پذيرفتن اصل واقعيت خارج را كافى در اثبات واجب الوجود دانسته است « 3 » . البته تشريح هريك از تقريرهاى شيخ الرئيس و صدر المتألّهين و حضرت استاد مايه گستردگى سخن مىشود و هدف در اين مقاله جز اشاره به خدمات فلسفى و جامعيت حضرت استاد ، چيز ديگرى نيست .
هامش
( 1 ) اشارات ؛ ج 3 ص 66 . ( 2 ) اسفار ؛ ج 6 ، ص 14 به بعد . ( 3 ) تعليقه استاد بر اسفار ؛ ج 6 ص 14 و 15 و 40 .