و به علموا . . . » « 1 » .
مىتوان گفت اين بزرگ حكيم الهى از جملهء مؤمنان خالصى است كه خداوند تعالى قلب آنها را براى ايمان كامل آزمود و در نتيجه ، سپاهيان عقل در روح بلند او جمع شده و جنود جهل از حرم امن اين ولى خدا طرد شدهاند زيرا امام صادق عليه السّلام فرمود « لا تجتمع هذه الخصال كلّها من أجناد العقل إلّا في نبيّ أو وصيّ نبي او مؤمن قد امتحن اللّه قلبه للإيمان » « 2 » .
بنابراين تحليل بعد فلسفى علّامه آسان نخواهد بود چه اينكه لب فروبستن و قلم شكستن و از ترجمان اين عقل امت خاموش ماندن نيز سهل نمىباشد . از اين جهت بهمقدار ميسور بسنده نمودن و تتميم آنرا بهعهدهء حكماء نامور قرار دادن و تكميل آن را بهدست تواناى صاحب نظرانى كه بهمنزلهء عقول جامعه اسلامى محسوب مىشوند . سپردن ، سزاوارتر است « 3 » .
هامش
( 1 ) نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، قصار 424 . ( به سبب ايشان كتاب دانسته شد [ مردم به احكام قرآن پىبردند ] و با آن كتاب آنها شناختند . . . ) .
( 2 ) اصول كافى ، باب عقل و جهل ، ح 14 . ( تمامى صفات و خصال عقل جمع نمىشوند مگر در وجود پيامبران يا وصى پيامبران يا در وجود مؤمنى كه خداوند براى ايمان قلب او را آزموده است ) .
( 3 ) يادنامهء مفسر كبير استاد علّامه طباطبايى ، ص 151 و 152 ؛ از بيانات آية اللّه جوادى آملى [ با تصرف ] .