بر كشف يك رشته سنن كلى و پىريزى يك رشته اصولى نيز دست يافت ، و مجموع آنها تحقيقات ارزندهء او در مسائل فلسفى است كه ما به برخى از آنها اشاره مىكنيم :
الف - تفكيك علوم حقيقى از علوم اعتبارى
از گامهاى بلند فلسفى استاد ، عنايت وى به اصل « تفكيك حقايق از اعتباريات » است كه عدم تفكيك آنها مايهء بسيارى از اشتباهات در علوم اعتبارى از قبيل فقه و اصول و ادبيات مىباشد .
مسائل مربوط به جهان و هستىهاى خارجى از علوم حقيقى است و همگى با براهين دقيق علمى قابل اثبات است ولى علوم اعتبارى كه جنبهء قراردادى دارد ، مانند حقوق و ادبيات و ديگر علوم اعتبارى كه در جامعه از ارزش اجتماعى برخوردارند ، قابل اثبات با براهين عقلى نيست . در اين امور بايد ديد نحوهء اعتبار معتبر چگونه بوده است .
مرحوم استاد با ابداع اين قاعده كه اساس آن بهصورت كمرنگ در كلمات استاد بزرگوارش مرحوم آيت اللّه العظمى شيخ محمد حسين اصفهانى به چشم مىخورد به نتايج بزرگى رسيده است . از نظر نگارنده ابتكار استاد در اين قسمت بسيار ارزشمند و قابل تقدير است و در بسيارى از تأليفات و نيز در حوزهء درس خود روى اين اصل زياد تكيه مىكرد و بههمين جهت دو رسالهء مستدل در اين مورد به زبانهاى عربى و فارسى نگاشته است كه يادآور مىشويم :
1 - الحقايق و الاعتباريات : رساله گستردهاى است به زبان عربى كه هنوز چاپ نشده است ، استاد در سال 1348 قمرى برابر 1308 شمسى از نگارش آن در