است مطالعه كرديم و تصميم داريم كه هر دو جزء را به دقت بخوانيم ولى در همان مقدار كه خواندهايم توانايى علمى ، عمق در بحث ، سهولت و آسانى در طرح مطالب و دورى از تعصب نسبت به مذهبى خاص ، كاملا مشهود است ، معظم له در تفسير قرآن ، شيوه خاصى را به كار گرفته و قرآن را به وسيله قرآن تفسير مىكنند و از بسيارى از اقوال و آراء كه اساس صحيحى ندارند و يا تأويل هايى كه هدف از آن تفسير قرآن نيست بلكه احياى يك نظريه علمى ، يك اصل كلامى ، يك نظريهء فلسفى يا فتواى مذهبى است ، اعراض كرده و پيرامون آنها بحث نمىكنند .
وى روش تفسير خود را چنين بيان مىكند :
ما قرآن را به وسيله قرآن تفسير مىكنيم و معنى آيه را از نظير و مانند آن ، با تدبرّى كه قرآن به آن دعوت كرده است ، روشن مىسازيم و مصاديق آيه را از خصوصياتى كه در آن ياد شده است تشخيص مىدهيم .
قرآن مجيد خود را بيانگر همهچيز مىداند ، حاشا كه بيانگر همهچيز باشد ، امّا مفسّر خود نباشد .
يكى از مزاياى تفسير الميزان اين است كه پس از فراغت از تفسير آيات ، موضوعات مهمى را مطرح مىكند كه در گذشته و حال ، اذهان به آن متوجه هست و در حل آنها از خود قرآن كريم كمك مىگيرد .
مؤلّف محترم در تفسير آيه
وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا
« 1 » پيرامون اعجاز قرآن از جهات گوناگون بحث گستردهاى كرده است و اعجاز قرآن
هامش
( 1 ) سورهء بقره ، آيه 23 .