آنان كه باشيوهء تفسيرنگارى نحلهها و جريانهاى گوناگون آشنايند ، و بر نمونههايى از تفسيرنگارى فيلسوفان مطلع شدهاند « 1 » ، بهخوبى مىدانند كه الميزان هرگز برآن شيوه نرفته است . [ اينكه طرح مباحثى چند از قبيل بحث فلسفى ، روايى ، . . . را در لابهلاى تفسير ذكر نمىكردند ، تا مرز فلسفه و « 2 » ساير علوم از تفسير جدا شود ، بلكه بعد از اتمام مسائل تفسيرى در پايان مىآوردند ] .
خداوند بزرگ ، علّامه عالىقدر ، مفسّر بزرگ قرآن را در بيكران رحمت خود غرق فرمايد ، كه با الميزان و ديگر آثار گرانمايهاش ، دريايى موجخيز از مباحث اسلامى را ، در اختيار پژوهشگران نهاد ، و با اخلاق و سلوك علمى ، اجتماعى و عرفانى خود راهيان نور را به سرمنزل مقصود رهنمون گرديد ، و با حريّت و آزاد انديشى و قلّهسانى و مناعت طبع ، درسهاى شايستهاى به رهروان حقيقت عرضه كرد .
* مكارم شيرازى ، ناصر
تفسير الميزان تفسيرى است كه براساس روش عالى تفسير قرآن به قرآن بنا شده و حقا متضمّن يك سلسله حقايق است كه تاكنون بر ما مخفى بوده است « 3 » .
هامش
( 1 ) براى آگاهى از شيوهء تفسيرنگارى فيلسوفان از جمله ر . ك : التفسير و المفسرون ، 2 / 418 به بعد ؛ حسن عاصى ، التفسير القرآنى و اللغة الصوفيه فى فلسفة ابن سينا .
( 2 ) ر . ك : بخش الميزان از نگاه محققان و علماء ، ذيل بحث جوادى آملى در همين كتاب .
( 3 ) ترجمه تفسير الميزان ، ج 1 ، ص « ح » از مقدمه .