* « الميزان » در جايگاه نقد انديشهها
پيشتر اشاره كرديم كه الميزان در اوج تحولات تفسيرنگارى در جهان اسلام به قلم آمده است . علّامه طباطبايى قطعا از اين فضا متأثر بوده است ، امّا مثل بسيارى از محققان و يا محققنمايان مجذوب و مرغوب آن نبوده است ، علّامه ( ره ) بارهاىبار به انديشههاى شيخ محمد عبده و تفسيرهاى وى از آيات توجه مىكند و غالبا به نقد و رد آنها مىپردازد . وى در مقابل جريان تفسيرنگارى علمى و غيبزدايىهاى آن با تمام قدرت مىايستد و از حريم قرآن دفاع مىكند و راه را براى تفسير به رأى مفسّران سدّ مىكند .
علّامه طباطبايى در نگارش الميزان به بيش از 180 منبع تفسيرى روايى ، لغوى ، تاريخى ، علمى ، اجتماعى و فرهنگى و . . . كه برخى از اين منابع داراى مجلّدات متعددى است مراجعه كرده است ، امّا هرگز با سادهانگارى و تسامح و تساهل از آنها نگذشته است . وى ، در تمامت آنچه نقل كرده است ، از روايات ، اقوال ، و . . . شيوه نقد و تحليل را پيشه ساخته و سره را از ناسره جدا كرده است . آن چه در اين زمينه نيز سودمند و تنبهدادنى است اينكه مرحوم علّامه در مجموعهء آنچه آمد هرگز از محدوده قرآن فراتر نمىرود . در نقد انديشهها و ارزيابى ديدگاههاى مفسّران و فقها نيز در پرتو قرآن سخن مىگويد و با استناد به آيات همگون و تدبر و ژرفنگرى در متن آيه و ديگر آيات است كه نشان مىدهد مفسّر يا مفسّران آيه به بيراهه رفتهاند .
نمونه را بنگريد به ذيل آيهء « اكمال » كه چهسان علّامه بزرگوار براى اينكه نشان دهد آيه ، روز غدير نازل شده است و نه روزهاى ديگر چنانكه برخى