تا چند سال ديگر همهء اين كتابها « 1 » از رونق خواهند افتاد و حتى فراموش خواهند شد اما تفسير الميزان است كه روزبهروز قدر و منزلت و اعتبار افزونترى خواهد يافت ، سى سال ديگر تفسير يادشده جاى خود را پيدا نموده و طلوع مىكند « 2 » .
اصولا من بيشتر مطالبى را كه در كتابها و نوشتههاى خود دارم شايد ريشههايش را از علّامه طباطبايى و خصوصا از الميزان گرفتهام ، علّامه طباطبايى خيلى شخصيت عجيبى است ، ايشان يك سبك بيان و اسلوب خاصى دارند ، عالىترين مسائل معارف را آنچنان به راحتى و در جملات كوتاه بيان مىفرمايند كه وصفناشدنى است و حتى خودشان هم گاه توجه ندارند يعنى به نظر من ايشان مطالب را در يك حالت الهام مانند مىنويسند بهطورى كه خودشان آنچنان پاىبند نتيجهگيرى منطقى از لوازم نفايس سخنان خود نيستند . . . اين مطالب راجع به [ كتاب ] جامعه و تاريخ يكى از آن نكات عالى است كه از الميزان به دست آوردهام « 3 » .
* معرفت ، محمّد هادى « 4 »
آنچه با مراجعه به اين تفسير كه بهنظر من بسيار تفسير شريف و گرانقدرى است ، بهدست مىآيد ، اين است كه ايشان ، در تأليف اين تفسير ، يك نگرش يا
هامش
( 1 ) منظور كتابهايى بوده كه قبل از پيروزى انقلاب در جامعه رواج و رونق داشته است .
( 2 ) روزنامه جمهورى اسلامى ، سوم دىماه 1360 ( ضميمه ) ، نقل از دكتر حداد عادل ، مندرج در « جرعههاى جانبخش » ص 135 .
( 3 ) جلوههاى معلمى استاد ، ص 174 ؛ مندرج در « جرعههاى جانبخش » ، ص 236 .
( 4 ) پژوهشهاى قرآنى ( فصلنامه ) ؛ شماره 9 - 10 ، ص 266 - 283 . [ با تصرف ] .