- الى فهم الصحابة و تلامذتهم من التابعين حتى الى بيان النبي صلّى اللّه عليه و آله و سلم » .
آيا به راستى اين نظر علّامه صائب است يا خير ؟
قبل از اينكه هرگونه داورى كرده باشيم ، بيان چند نكته لازم است :
1 - در قرآن قطعا آياتى هست كه نياز به تبيين و تفسير داشته باشد و تفسير و توضيح آن را بتوان از برخى آيات ديگر به دست آورد . به تعبير ديگر ، اصل اين موضوع به شكل موجبه جزئيه صحيح و غيرقابل ترديد است .
2 - علّامه در ارائه نظريهء « تفسير قرآن به قرآن » تعظيم و تكريم قرآن را هدف قرار داده است و انگيزهاى جز اهتمام به امر وحى كتاب الهى نداشته است و هرگز درصدد نفى ارزش و اعتبار و حجيت قول و فعل معصوم عليه السّلام در زمينهء تفسير و ساير معارف دينى نبوده است .
اكنون بااين مقدّمات پذيرفته و مسلّم ، بايد عرض كنم كه آنچه جاى تأمّل و نقد دارد ، اطلاق و يا عموم اين سخن است و نه اصل آن .
اگر بگوييم يكى از راههاى تفسير قرآن ، اين است كه بهوسيله خود آيات تفسير شود ، سخن درستى است و امّا اگر بگوييم تنها راه صحيح ، تفسير قرآن به قرآن است و قرآن به بيان پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم و عترت پيامبر ( در غير آيات احكام و بعضى از آيات معاد و قصص ) نيازمند نيست ، اين اشكال پديد مىآيد كه در برخى زمينهها قادر به رفع ابهام آيه بهوسيله خود آيات نيستيم و بيان معصوم است كه رفع ابهام مىكند .
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 360
مساهمون: مراد على شمس
ص٣٦٠