پيشفهمهاى علّامه در تفسير الميزان
از آنچه علّامه در مقدمه الميزان دربارهء تاريخ و سبكهاى تفسيرى نوشتهاند و نيز از مطالبى كه در كتاب « قرآن در اسلام » نگاشتهاند ، به روشنى مىتوان فهميد كه وى براساس چه پيشفرضها و پيشفهمها و باورهايى به تفسير پرداخته است .
نكته مهم اين است كه علّامه حتى پيشفرضهاى خود را در كار تفسير قرآن ، مستند به خود قرآن مىداند و دليل اعتبار آنها را از قرآن مىجويد و معتقد است كه هيچ پيشفرضى از بيرون ، نبايد مبناى تفسير قرار گيرد . حتى اگر عقل هم مورد استفاده قرار مىگيرد ، حجيت آن از سوى خود قرآن تأييد شده است .
اكنون نگاهى گذرا بر برخى پيشفرضهاى قرآنى علّامه مىافكنيم :
1 - قرآن بهعنوان كلام الهى بر همهء نيازهاى انسان و ابعاد مختلف مادى و معنوى او اشراف داشته و كليات برنامه سعادت او را دربردارد .
انسان در زندگى خود هرگز هدفى جز سعادت و خوشبختى و كامروايى خود ندارد . خوشبختى و سعادت ، شكلى است از زندگى كه انسان آرزوى آن را دارد و