شيفتهء آن است ؛ مانند آزادى و رفاه و وسعت معاش و . . .
از سوى ديگر ، فعاليتهاى انسان هرگز بدون برنامه صورت نمىگيرد .
از سوم سو ، بهترين و پابرجاترين راه و رسم زندگى آن است كه آفرينش انسان ، او را بهسوى آن هدايت كند ، نه آنچه از عواطف و احساسات فرد يا جامعه سرچشمه گيرد .
پس از روشن شدن اين مقدمات ، بايد دانست كه قرآن مجيد با رعايت اين مقدمات سهگانه ، شالودهء زندگى انسان را به اين شكل بنا كرده است . . . .
سپس ايشان ، با تأكيد براين مطالب كه قرآن متضمن كليات برنامه زندگى بشر است ، آن كليات را در سه عنوان كلّى : اصول عقايد اسلامى ، اخلاق پسنديده و احكام شرعى جستوجو كرده است « 1 » .
2 - علّامه قرآن را كتاب هدايت و راهنماى جامعه انسانى مىداند ، و به رغم احترام به عقل و اذعان به حجيت آن ، عقل را به تنهايى براى تدوين قانون در همهء زمينههاى مورد نياز بشر كافى نمىداند و تنها راه هدايت انسان را بهرهگيرى از وحى مىشناسد ؛ زيرا وحى مصون از خطا است و بدينسان ، قرآن دربردارنده كليات برنامه زندگى بشر است « 2 » .
3 - قرآن در دلالت خود مستقل است ؛ يعنى در تفهيم مراد خود گنگ نيست . بنابراين ، زبان قرآن مانند ساير سخنها براى تفهيم است و دليلى از خارج وجود ندارد كه بگويد اين معناى تحت اللفظى مراد نيست . قرآن بارها مردم را به
هامش
( 1 ) قرآن در اسلام ، ص 5 - 17 .
( 2 ) قرآن در اسلام ، ص 81 - 84 .