* فلسفه الهى جدا از كلام الهى نيست
مفسر عاليقدر علّامه طباطبايى در رسالهء « على و الفلسفة الهية » مىگويد : حقا انّه لظلم عظيم ان يفرّق بين الدّين الالهىّ و بين الفلسفة الإلهيّة . البته ظلم بزرگيست اگر بين دين الهى و فلسفه الهى جدائى بيفكنيم .
و نيز مىفرمايد : اصولا بين روش انبياء در دعوت مردم به حق و حقيقت و آنچه انسان از طريق استدلال درست و منطقى مىيابد تفاوتى نيست . تنها فرقى كه هست ، عبارت از اين است كه پيغمبران از مبدأ غيبى استمداد مىجستند و از پستان وحى شير مىنوشيدند « 1 » .
از آنجا كه قرآن كلام اللّه است يعنى كلام هستى مطلق و هستىبخش جهان و انسان است ، و فلسفه هم راهى براى شناخت هستى و حقايق هستى است . از اينرو ، فلسفه درصورتىكه با آيات الهى تأييد شود و به آيات قرآنى عرضه گردد از استحكام خاصى برخوردار خواهد بود . و فلسفهء الهى چيزى جز مفاهيم عاليهء قرآن در شناخت بارى تعالى و انسان و ارتباط انسان و جهان خلقت با واجب الوجود و بالاخره شناخت مبدأ و منتهى و سير و حركت از مبدأ به سوى منتهى چيز ديگرى نيست .
الميزان بعد از اتمام تفسير آيه و پس از بحث تفسيرى پيرامون آيات قرآن آن هم با سبك تفسير قرآن با قرآن بحثهائى به مناسبت ، تحت عنوان بحث فلسفى - اخلاقى - عرفانى - روائى - تاريخى ، عنوان مىكند و اين بحثها را بطور مستقل طرح مىكند . در بحث تفسيرى از روشهاى فلسفى ، اخلاقى و . . . . مدد نمىگيرد
هامش
( 1 ) على و فلسفه الهى ، ص 7 .