او عقل و قلب ( فلسفه و عرفان ) را دريافت ، عقل در يك دست و قلب در دست ديگر در محضر وحى رفت و كمال خود را پيدا كرد .
وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا
« 1 » .
علّامه طباطبايى لقمان زمان بود كه خدا او را هدايت كرده و به او حكمت عطا كرد .
وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
« 2 » .
چه نيك گويد گلشن راز :
و گر نورى رسد از عالم جان * ز فيض جذبه يا از عكس برهان
دلش با نور حق همراز گردد * و ز آن راهى كه آمد بازگردد
ز جذبه يا ز برهان يقينى * رهى يابد به ايمان يقينى
كند يك رجعت از سجين فجار * رخ آرد سوى عليين ابرار
اكنون به روش علّامه در طرح مسائل فلسفى در الميزان اشاره مىكنيم :
در تاريخ گذشته اسلام و نزول قرآن كلام اللّه مجيد بزرگان فراوانى از اصحاب حضرت رسول اكرم گرفته تا چهرههاى برجستهاى از علماء بزرگ زمان معاصر در تفهيم مفاهيم قرآن و تفسير آيات در ابعاد گوناگون آن كتاب كريم كوشش و تلاشها كردهاند .
در بين مفسرين عاليقدر قرآن عدهاى در بيان معانى آيات به مسائل و موضوعات فلسفى نظر افكنده هركدام با روش خاصى در اين زمينه به تفسير
هامش
( 1 ) ترجمه : و درود بر او ، روزى كه زاده شد و روزى كه مىميرد و روزى كه زنده برانگيخته مىشود ( سورهء مريم ، آيه 15 ) .
( 2 ) ترجمه : و به هركس حكمت داده شود ، به يقين ، خيرى فراوان داده شده است ( سوره بقره ، آيهء 269 ) .