تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
كريم به‌كار نبرده است ، بلكه بحث‌هاى فلسفى و روائى را در تفسير شريف الميزان بهانه‌اى قرار داده است تا بدين وسيله بر اعتبار قواعد عقلى بيفزايد و حقانيت اين علوم شريفه را از طريق قرآن معصوم و لسان بيت عصمت عليهم السّلام به ثبوت برساند . وه چه عالى و مناسب اين مقام سروده است و للّه در قائله
« ما ان مدحت محمدا بمقالتى * لكن مدحت مقالتى بمحمد »
عظيمى كه در مقدّمه تفسيرش روش‌هاى معمول در تفسير قرآن كريم را مردود مىشناسد و نام اين‌گونه تفسير را تطبيق مىگذارد و مىفرمايد كه : « قرآن مجيد خود را نور مبين و رهنماى عالميان و تبيان كل شىء معرفى مىكند ، معاذ اللّه كه تشييد به غير خود گردد » . هيچ‌گاه غير قرآن را در روش تفسيرى معمول نخواهد داشت كه نداشته است . آن نفس مطمئنّه‌اى كه به فرمان « ارجعى » به سوى پروردگارش راضيه مرضيه باز گشت و در زمرهء عبادش داخل شد ، همان‌گونه كه قلب‌هاى مستعدان مزارع سر سبز معارفش بوده ، تأليفاتش بساتين عطرآگين اهل معرفت و تحقيق است ، از همه آن‌ها شميم جانفزاى قرآن و عترت استشمام مىگردد « 1 » . اين عالم ربّانى ( علّامه طباطبايى » در حفظ و حراست از ثقلين ( قرآن و عترت ) و احياى آن كوشش فراوانى از خود نشان داد و وقتى بر ساحل كلام وحى آمد ، در پرتو تفسير آيات قرآن كريم سخنان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام را به عنوان بحث روائى مطرح كرد و نظرات پيشوايان شيعه را با استناد به احاديث
هامش
( 1 ) يادنامه مفسر كبير استاد علّامه طباطبايى ، ص 195 و 196 ؛ از بيانات استاد محمّد محمدى گيلانى .