تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
قرآن و اهل بيت اين است بلكه بايد تمامى احاديثى كه در يك زمينه وارد شده جمع‌بندى شود بعد مطلق با مقيّدها تبيين شود ، عامهايش با خاص‌هايش تخصيص بخورد . منسوخاتش با ناسخ نسخ شود . موارد متشابه با ارجاع به احاديث مبيّن آشكار شود آنگاه قرينه‌هاى منفصل و متصل جمع‌بندى شود . تا بتوانيم بگوييم حديث چنين مىگويد و نظير چنين كارى را بايد در مورد قرآن انجام دهيم آن‌وقت پس از چنين تفحص و تدبرى شخص مىتواند به اظهارنظر در مورد قرآن و يا حديث مبادرت نمايد . در تفسيرى كه روزها در مسجد مىفرمودند از همان آغاز سوره شروع مىكردند و وقتى مىخواستند آيه‌اى را معنا كنند از آيات ديگر كمك مىگرفتند و تأكيدشان براين بود كه وقتى ما مىتوانيم با ضرس قاطع بگوييم قرآن چنين مىگويد كه حداقل بر اوّل و آخر محيط باشيم و لو يك احاطه سطحى داشته باشيم . در مورد روايات اصرارشان براين بود كه همه اين علوم زمينه‌اى است براى شرح صدر نه باريست كه انسان بر دوش خود حمل مىكند كه بر دوش قرآن بنهد . در واقع دانش حديث و علوم ديگر بايد اين زمينه را فراهم كند كه ما با آمادگى بيشترى به خدمت قرآن برويم و با قلب باز از اين اقيانوس بيكران بهره گيريم « 1 » .
هامش
( 1 ) مأخوذ و اقتباس از ميراث ماندگار ، ج اوّل ، بخش دوم ، ص 136 ؛ مندرج در « جرعه‌هاى جانبخش » ، ص 224 .