كربن مدتها رياست انستيتو فرانسه و ايران را عهدهدار بود ، به همت اين دانشمند حقبين بود كه سهروردى ، روزبهان و ملاصدرا براى جامعهء فرهنگى غرب به نامهايى آشنا مبدل گرديد و در جهانى كه برخورد ميان فرهنگهاى گوناگون پيوسته با شكافهاى بيشتر مواجه مىگردد ، وى نمونه تلاش عظيم براى تفاهم بود « 1 » .
پروفسور يادشده وقتى آوازهء عرفان و فلسفهء مفسر كبير قرآن ، علّامه طباطبايى را شنيد ، شيفته عظمت علمى ، كمالات معنوى اين سيّد وارسته گرديد .
وى كه بهمنظور شناخت تشيع سالى چند ماه از پاريس به ايران مىآمد و در اين خطّه به پژوهش و تحقيق در مورد شيعهشناسى مىپرداخت بهوسيله برخى اساتيد دانشگاه از محضر علّامه طباطبايى تقاضا نمود دراينباره به وى كمك كند .
علّامه طباطبايى نيز كه از فعاليتهاى علمى و برخى فضائل انسانى اين محقق باخبر بود ، درخواست وى را اجابت نمود « 2 » .
* باغ تأمّل
يكى از پژوهشگران معاصر كه در جلسهء گفتگوى علّامه طباطبايى و هانرى كربن حضور داشته ، گفته است در محفلى كه حلقهء اصحاب تأويل نام داشت ديدار منظم اين دو شخصيت صورت مىگرفت ، علىرغم وجود مشكل ارتباط و صافى ترجمه جريان ميان دو بزرگوار بهخوبى مىگذشت ، هردو بر يك طول
هامش
( 1 ) ر . ك ؛ به كتاب هانرى كربن آفاق تفكر معنوى در اسلام ايرانى .
( 2 ) جرعههاى جانبخش ، ص 288 و 289 .