روش اخلاقى و عرفانى علّامه از زبان آية اللّه سيد محمد حسين حسينى تهرانى
من چه گويم دربارهء كسى كه عمرم و حياتم و جانم و نفسم با اوست ؛ من اگر خداشناس باشم يا پيغمبرشناس ؛ و يا امامشناس ، همه اينها به بركت رحمت و لطف اوست .
يعنى از وقتى كه خداوند او را به ما عنايت كرد ، همهچيز را مرحمت كرد ؛ او همهچيز بود ؛ بلند بود و كوتاه بود و در عين بلندى كوتاه ؛ در عين اوج و صعود ؛ در حضيض و نزول .
با ما طلبههاى عجول و گستاخ ، نرم و ملايم ؛ مانند پدر بلند قامتى كه خم مىشود و دست كودك را مىگيرد ، و پابهپاى او راه مىرود ؛ استاد با ما چنين مىكرد ؛ او با ما مماشاة مىنمود ؛ و با هركدام از ما طبق ذوق و سليقه ، و اختلاف شدّت و حدّت ؛ و تندى و كندى او راه مىرفت ؛ و تربيت مىنمود .
و با آنكه اسرار الهيّه در دل تابناك او موج مىزد ، سيمائى بشّاش و گشاده ، و وارفته و زبانى خموش و صدايى آرام داشت ، و پيوسته به حال تفكّر بود و گاه گاهى لبخند لطيف بر لبها داشت .
آرى ، اى استاد عزيز ! بعد از تو بايد همان جملهاى را گفت كه حضرت