روزى مرحوم قاضى به منزل ما آمد ، درحالىكه همسرم حامله بود و من از وضع او آگاه نبودم . موقع خداحافظى ، به همسرم گفت :
دخترعمو ! اينبار اين فرزند تو مىماند و او پسر است و آسيبى به او نمىرسد ، و نام او « عبد الباقى » است .
من از سخن مرحوم قاضى خوشحال شدم و خدا به ما پسرى لطف كرد و بر خلاف كودكان قبلى باقى ماند و آسيبى به او نرسيد و نام او را عبد الباقى گذارديم » .
مرحوم قاضى در سال 1285 هجرى قمرى ديده به جهان گشود و در سال 1366 ، ديده از جهان بربسته است و در دوره خود يگانه استاد اخلاق و سير و سلوك در حوزه نجف بود و شخصيتهاى عظيمى بهوسيلهء ايشان پرورش يافته و جمع كثيرى از بزرگان به يمن تربيت و تكميل او قدم در دائره كمال گذاشته و از سكاندار خلد و محرمان حريم قرب شدند . نمونهاى از تلامذه و تربيتيافتگان مكتب سيروسلوك وى مرحوم استاد فقيد است كه خود در اين مورد چنين مىگفت :
« ما هرچه در اين مورد داريم از مرحوم قاضى داريم چه آنچه را كه در حياتش از او تعليم گرفتيم و از محضرش استفاده كرديم و چه طريقى كه خودمان داريم از مرحوم قاضى گرفتهايم » .
استاد فقيد چون در مجالس ، سكوت مطلق بود تا از او چيزى سؤال نمىشد ، پاسخى نمىگفت ، كمتر كسى از راز دل او آگاه مىشد و از شور و هيجان باطن او ، اطلاعى بهدست مىآورد در اينجا براى تشريح اين بعد از زندگى مرحوم استاد
سيرى در سيره علمى و عملى علامه طباطبايى ( ره ) از نگاه فرزانگان ( فارسى ) — صفحة 121
مساهمون: مراد على شمس
ص١٢١