هدايت و پىبردن به آن از تأمل در ذات او است در اين مقاله مطرح مىشود .
3 - هدايت نحوهء هستى است نه ماهيت و نه مفهوم محض
هدايت از سنخ ماهيت نيست كه در تحت مقولهاى مندرج باشد و با تركيب جنس و فصل نوعبندى شده و يك واحد ماهوى را تشكيل داده باشد ؛ بلكه مفهومى است منتزع از نحوهء هستى و كمال وجودى كه منزه از اندراج تحت مقوله و تركيب از جنس و فصل بوده و همانند علم نحوهاى وجود مىباشد . بنابر - اين داراى علل قوام چون ماده و صورت خارجى يا ذهنى نخواهد بود و سؤال ما هو دربارهء آن راه ندارد ؛ زيرا ما هو - او همان - هل هو - خواهد بود . چون بعد از تحليل مفهوم هدايت غير از آگاهى و آهنگ ، علم و حركت ، معرفت و وصال ، فهم و نيل ، رهائى و رسيدن و مانند آن از مفاهيم وجودى نظير بينش و كوشش ، چيزى بدست نمىآيد كه همهء اين امور از سنخ وجود بوده و از محدودهء ماهيت بيرون مىباشند ؛ چه اينكه حقيقت هدايت و اهتداء همانند حقيقت ايجاد و وجود بيشاز يك واقعيت نبوده كه با تغاير اطراف اضافه اشراقى نه مقولى از يكديگر امتياز پيدا مىنمايند ، همانطورى كه بهترين شناخت هستى جهان بعد از شناخت هستىبخش آن ؛ مشاهدهء حقيقت وجود عالم و تأمل در هستى آن مىباشد ، بهترين راه براى شناخت هدايت بعد از معرفت هادى بالذات و هدايتآفرين همانا مشاهدهء حقيقت خود هدايت است كه ذاتى جز هدايت نداشته باشد و غير از هدايت محض چيزى را به حريم او راه نباشد ، چه اينكه در حقيقت علم ، جهل را راهى نيست و در واقعيت هستى ، نيستى را گذارى نخواهد بود .