صفات ثبوتى : صفاتى است كه بر كمال منهاى نقص دلالت مىكند .
صفات سلبى : صفاتى است كه بيانگر مفهومى عدمى است و درواقع ، سلب نقص است كه به همان اثبات كمال برمىگردد . صفات ثبوتى بر دو قسماند :
الف ) صفات حقيقى : مانند عالم ، قادر ، خالق و رزاق كه امورى واقعى هستند .
ب ) صفات اضافى : مانند عالميت ، رازقيت ، قادريّت ، و مقصود همان اضافه و نسبتى است كه ميان ذات و غيرذات برقرار است و لذا امورى اعتبارى هستند .
صفات حقيقى خود بر دو قسماند :
الف ) حقيقى محض : مانند حىّ .
ب ) حقيقى داراى اضافه : صفتى است كه در مفهوم آن اضافه به غير اخذ شده و لذا تصورش متوقف بر تصور غير است ، مانند خالق و رازق .
در باب صفات حقيقى نظريههاى مختلفى ارائه شده است
1 - نظريّهء حكما : صفات حقيقى عين ذات واجباند و هركدام نيز عين ديگرى است .
2 - نظريّهء اشاعره : صفات زايد بر ذات و همراه با آن هستند ( قديماند ) .
3 - نظريّهء كراميه : صفات زايد بر ذات و حادثاند .
4 - نظريّهء معتزله : ذات واجب جانشين صفات است و كار آنها را انجام مىدهد .
در ميان آراى مذكور ، نظر اول كه منسوب به حكماست صحيح و بقيّه اقوال باطلاند ، زيرا ذات واجب مبدأ همه كمالات است و مبدأ كمال هرگز تهى از كمال نبوده ، در نتيجه ، حقيقت همهء كمالات از او و در ذات او موجود است و اين همان عينيت ذات با صفات است و چون هريك از صفات كمال عين ذات كسى است كه واجد آنهاست هريك از صفات نيز واجد ساير صفات و عين آنهاست ، لذا صفات كمال اگرچه در مفهوم مختلفاند ، امّا يك مصداق بيشتر ندارند و آن ذات حضرت حق است .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 444
مساهمون: محمد حسين آخوندى
ص٤٤٤