حكماى مشاء بر اين عقيدهاند كه علم حضورى منحصر در علم شىء به خودش مىباشد و شامل موارد ديگر نمىشود .
حكماى اشراق بر اين عقيدهاند كه هرعلّت مجردى به معلول خود ، و هرمعلول مجردى به علت خود علم دارد . و مؤلّف نيز از اين عقيده حمايت مىكنند .
وجود معلول نسبت به وجود علت رابط و وابسته به آن است و لذا اگر علت و معلول هردو مجرد باشند معلول با تمام هستىاش نزد علّت خود حاضر خواهد بود و در نتيجه ، معلول با همان هستى خود معلوم حضورى علتش مىباشد .
اگر علّت و معلول هردو مجرد باشد علت با هستى خود براى معلولى كه قائم به او بوده حاضر خواهد بود ، لذا علت ، معلوم حضورى معلول خويش بوده و در نتيجه ، علوم حضورى منحصر در علم شىء به خودش نيست .
پرسش
1 - اختلاف حكماى مشاء و اشراق را در علم حضورى بيان فرماييد .
2 - دليل حكماى مشاء بر انحصارى بودن علم حضورى در علم شىء به خود چيست ؟
توضيح دهيد .
3 - دليل حكماى اشراق بر تعميم علم حضورى طبق نظر مؤلّف چيست ؟ بيان فرماييد . 4 - آيا ميان علم حضورى علت به معلول خودش با علم حضورى معلول به علت خود تفاوتى وجود دارد ؟ توضيح دهيد .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 424
مساهمون: محمد حسين آخوندى
ص٤٢٤