چكيده
علم حصولى در يك تقسيم به تصور و تصديق منقسم مىشود ، زيرا علم حصولى يا صورتى است بدون آنكه همراه با اثبات يا نفى باشد كه به آن تصور مىگويند يا صورتى است كه همراه با آن شيئى براى شىء ديگر اثبات يا از آن نفى مىگردد و آن را تصديق مىنامند . و به لحاظ حكمى كه در آن است به آن قضيه مىگويند .
بنابر نظر مشهور ، قضيهء موجبهء مركبه ( هلّيه مركبه ) مركب از چهار جزء است :
1 - موضوع ؛
2 - محمول ؛
3 - نسبت حكميه ؛
4 - حكم .
اما قضيهء موجبهء بسيطه ( هليه بسيطه ) مركب از سه جزء است : موضوع ، محمول و حكم .
زيرا نسبت يك وجود رابط و فى غيره است و قائم به دو طرف است كه ميانشان نوعى مغايرت وجود دارد و ميان آن دو اتحاد برقرار مىسازد ، در حالى كه در هليه بسيطه ، محمول همان وجود و ثبوت موضوع است و معنا ندارد كه ميان يك شىء و وجودش نسبت برقرار شود .
در قضاياى سالبه نيز مشهور آن است كه مشتمل بر سه جزء است : موضوع ، محمول و نسبت حكميه ايجابى و مشتمل بر حكم نيست . نظر مؤلف در باب تعداد اجزاى قضيه همان نظرى است كه به مشهور نسبت داده شد با اين تفاوت كه ايشان معتقدند نسبت حكميه حتى در هليات مركبهاى كه مشتمل به حمل شايع است جزء قضيه نيست و حكم از آن جهت كه فعل نفسانى است نياز به تصور نسبت حكميه دارد ، نه از آن جهت كه جزء قضيه است .
تصديق در نظر مؤلف همان قضيه است و مركب از اجزايى از جمله موضوع و محمول ، و لذا هرتصديقى منوط به تصور موضوع و محمولى است كه ميان آنها حكم و نسبت برقرار مىشود .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 403
مساهمون: محمد حسين آخوندى
ص٤٠٣