تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
الصور العقليّة الكلّيّة على نحو ما تقدّم من العلم الإجماليّ العقليّ ، تتحدّ معه النّفس المستعدّة للتّعقّل على قدر استعدادها الخاصّ ، فيفيض عليها ما تستعدّله من الصّور العقليّة ، و هو المطلوب ( 1 ) . و بنظير البيان السّابق يتبيّن : أنّ مفيض الصّور العلميّة الجزئيّة جوهر مثاليّ مفارق ، فيه جميع الصّور المثاليّة الجزئيّة على نحو العلم الإجماليّ ، تتحّد معه النفس على قدر مالها من الاستعداد . چكيده صورت‌هاى كلى را جوهر عقلى مجرد بر نفس افاضه مىكند ، زيرا : اولّا : صورت‌هاى عقلى موجوداتى مجردند ؛ ثانيا : امور مادى نمىتوانند علت موجودات مجرد باشند ؛ ثالثا : نفس نمىتوانند صورت‌هاى عقلى را ايجاد كند . عقل فعّال جامع همهء صورت‌هاى عقلى بوده و آن‌ها را به‌طور اجمال ، يعنى به نحو بسيط و بدون تفصيل تعقل مىكند . صورت‌هاى جزئى را يك جوهر مثالى مجرد افاضه مىكند .
هامش
- جامع همهء صورت‌هاى عقلى است و آن‌ها را به‌طور اجمال ، يعنى به نحو بسيط و بدون تفصيل و تمييز تعقل مىكند . و نفسى كه استعداد آمادگى و تعقل را به دست آورده به ميزان استعداد آمادگىاش با آن عقل مجرد متحد شده و صورت‌هاى عقلى را كه در زمينهء ادراكش در او حاصل شده از آن عقل مجرد كسب مىكند . و نحوهء اتحاد نفس با عقل فعّال از قبيل اتحاد وجود رابط با وجود مستقل است ، زيرا نفس خودش معلول عقل فعّال است و فعل او به شمار مىرود . ( 1 ) - در اين قسمت ، بحث دربارهء علت افاضه‌كنندهء صورت‌هاى علمى جزيى است و سخن دربارهء آن همان سخن دربارهء علت به وجود آورنده صورت‌هاى كلى است . اما تنها نكته‌اى كه بايد به آن توجه داشت آن است كه براساس اصل سنخيت ميان علت و معلول بايد گفت چون صورت‌هاى عقلى كاملا مجرد از ماده‌اند ( نه ماده دارند و نه آثار ماده را و به اصطلاح تجرّد عقلى دارند ) علتى كه آن‌ها را افاضه مىكند نيز يك جوهر مجرد عقلى خواهد بود و از طرف ديگر ، چون صورت‌هاى علمى حسى و خيالى تجرّدشان تجرد مثالى است ( اگرچه ماده ندارند اما برخى آثار ماده ، مانند رنگ شكل و مقدار را واجد هستند ) لذا علتى كه اين صورت‌ها را در نفس به وجود مىآورد نيز يك جوهر مجرد مثالى خواهد بود . اين جوهر مجرد مثالى واجد همهء صورت‌هاى مثالى جزيى است و آن‌ها را به نحو بسيط و اجمالى در خود داشته و نفس در شرايط خاص و پس از حصول استعداد و آمادگى به ميزان آمادگىاش با اين موجود مجرد ، اتحاد و ارتباط وجودى برقرار كرده و به اين وسيله به ادراك صورت‌هاى حسى و خيالى نايل مىشود .