الفصل الخامس في مراتب العقل ( 1 )
ذكروا أنّ مراتب العقل أربع
إحداها : كونه بالقوّة بالنّسبة إلى جميع المعقولات ، و يسمّى « عقلا هيولانيّا » ، لشباهته في خلوّه عن المعقولات « الهيولى » في كونها بالقوّة بالنّسبة إلى جميع الصّور .
و ثانيتها : العقل بالملكة و هي المرتبة الّتي يعقل فيها الامور البديهيّة من التّصوّرات و التّصديقات ، فإنّ تعلّق العلم بالبديهيّات أقدم من تعلّقه بالنّظريّات . ( 2 )
و ثالثتها : « العقل بالفعل » ، و هو تعقّله النّظريّات بتوسيط البديهيّات ، و إن كانت مرتبة بعضها عن بعض ( 3 ) .
و رابعتها : عقله لجميع ما يمكن استفادته من المعقولات البديهيّة و النظريّة ، المطابقة لحقائق العالم العلويّ و السّفليّ ، باستحضاره الجميع و إلتفاته اليها بالفعل ، فيكون عالما علميّا مضاهيا للعالم العينيّ ، و يسمّى « العقل المستفاد » . ( 4 )
هامش
( 1 ) - تفاوت تقسيمى كه در اين فصل بيان مىشود با تقسيمى كه در فصل پيشين بيان شد در اين است كه تقسيم پيشين به اعتبار نحوهء وجود معقولات براى عقل صورت گرفته است ، اما اين تقسيم به اعتبار ترتيب حصول معقولات براى عقل شكل پذيرفته است .
( 2 ) - مثلا مفهوم كلى « هستى » ، « وحدت و كثرت » و امورى مانند آن را ادراك مىكند و مثلا درك مىكند « وجود و عدم غير قابل اجتماعاند » و مانند آن ، در اين مرحله ، عقل از مرتبهء استعداد محض بيرون آمده و با دريافت معقولات بديهى آماده است معقولات نظرى را از راه فكر تحصيل كند و چون در اين مرتبه ، معقولات بديهى براى عقل حاصل گشته و استعداد انتقال از آنها به معقولات نظرى در نفس ملكه شده است به آن عقل بالملكه مىگويند .
( 3 ) - پس از آنكه عقل پارهاى از تصورات و تصديقات را به دست آورد مىتواند توسط آنها به ادراك علوم نظرى نايل آيد .
به اين صورت كه از تصورات بديهى ، معرّف و از تصديقات بديهى ، قياس و برهان تشكيل دهد و مجهولات نظرى را براى خود معلوم مىسازد . عقل را در اين مرحله ، عقل بالفعل مىنامند ، زيرا معقولات نظرى بالفعل در آن موجود بوده و نيازى به اكتساب جديد آنها نيست . در حقيقت مىتوان گفت كه عقل بالفعل ، استعداد حاضركردن معقولات نظرى پس از حصول آن معقولات است .
( 4 ) - عقل در آخرين سير تكاملى خود به مرتبهاى مىرسد كه تمام معقولات بديهى و نظرى را كه به دست آورده و مطابق با جهان خارج است تعقل مىكند . تفاوت اساسى ميان اين مرتبه با مرتبهء پيشين در اين است كه در مرتبهء پيشين اگرچه عقل علوم فراوانى را كسب كرده است ، اما اين علوم در او حضور ندارد ( يعنى همه باهم در صفحهء نفس حاضر نيست و به همهء آنها باهم التفات و توجه ندارد ) بلكه تنها اين قدرت را دارد كه هرگاه بخواهد مىتواند آنها را استحضار كند ، اما