تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
الجزئيّة مادّيّة ، لا مجرّدة . قلنا : العلم بالتّغيّر غير تغيّر العلم و المتغيّر ثابت في تغيّره ، لا متغيّر ، و تعلّق العلم به - اعني حضوره عند العالم - من حيث ثباته لا تغيّره ، و إلّا لم يكن حاضرا ، فلم يكن العلم حضور شيء لشيء ، هذا خلف . چكيده اصطلاح ديگرى در باب كلى و جزئى مطرح است كه در اين اصطلاح به معناى قابليت يا عدم قابليت صدق آن بر كثيرين نيست ، بلكه به معناى ثبات و تغيير آن علم است . به اين معنا كه گاهى علم به يك شىء به گونه‌اى است كه تغييرات آن شىء موجب تغيير علم نمىشود ، بلكه علم به آن شىء قبل از وقوع آن شىء و در حال وقوع آن و پس از وقوعش يك صورت ثابتى دارد ، اين علم را علم كلى و علم پيش از كثرت مىنامند . و گاهى علم به يك شىء به گونه‌اى است كه تابع آن معلوم است و با تغييراتى كه در آن معلوم پديد مىآيد علم نيز تغيير مىكند ، اين علم را علم جزئى و علم پس از كثرت نيز مىنامند . علم به تغيير غير از تغيير علم است . پرسش 1 - اصطلاح علم كلى و جزئى را با ذكر مثال شرح دهيد . 2 - اگر علم هميشه ثابت است و تغييرى در آن رخ نمىدهد پس چگونه علم به تغيير امكان‌پذير است با آن‌كه علم بايد مطابق با معلوم باشد ؟
هامش
- باشد ، بلكه همين اندازه كفايت مىكند كه علم در ماهيتش مطابق با معلوم باشد ؛ به بيان ديگر ، صورت علمى تغيير به حمل اولى تغيير است ، اما به حمل شايع ثابت است ، و معترض گمان كرده است علم به تغيير ملازم به تغيير علم است و اين درست مثل اين است كه كسى بگويد علم به جوهر ملازم با جوهر بودن علم است و اين همان خلط بين حمل اوّلى و حمل شايع است . شايان ذكر است كه در متن كتاب تنها اعتراض نخست ، بيان شده اما پاسخى كه براى آن ذكر شده در واقع پاسخ اعتراض دوم است . البته مؤلف در تعليقهء خود بر اسفار ترتيب منطقى بحث را بهتر رعايت كرده و دو اعتراض ياد شده را به همراه پاسخ هريك با بيان مبسوطترى ذكر كرده‌اند . اسفار ، ج 3 ، پاورقى ص 408 .