صورتهاى علمى نه انقسامپذيرند و نه زمانمند و نه مكانمند . پس صورتهاى علمى امور مادى نيستند .
اگر گفته شود انسان امور مادى را در زمان وجود و تحقق آنها احساس مىكند و اين احساس مقارن و همزمان با تحقق آنهاست پس چگونه مىتوان گفت عدم مطلق مقيّد به زمان نيست ؟ در پاسخ گفته مىشود كه آنچه مقيد به زمان است درواقع شرايط حصول استعداد براى ادراك اين امور است نه خود علم .
وساطت آلات حسى در پيدايش صورت محسوس و توقف صورت خيالى بر آن به جهت تحقق يافتن استعداد خاص براى نفس است تا بتواند صورت علمى را به وجود آورد .
وجود از جهت تجرّد از ماده ، از سه عالم كلى تشكيل مىشود :
1 - عالم ماده ؛
2 - عالم مثال ؛
3 - عالم عقل ؛
عوالم سهگانهء مذكور ترتيب طولى دارند و آنچه مرتبهاش بالاتر و وجودش قوىتر و قربش به مبدأ اول بيشتر است عالم عقول مجرد است ، زيرا فعليتش كامل و ذاتش مبّرى از مادّه و قوّه است و پس از آن ، عالم مثال كه از ماده منزه است ، اما از آثار آن نه ، و در آخر عالم ماده است .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 387
مساهمون: محمد حسين آخوندى
ص٣٨٧