تحققش مىباشد قوه ناميده مىشود و گفته مىشود وجودش هنوز بالقوه است ، مانند آب كه مىتواند به بخار تبديل شود و تا وقتى كه آب است بالفعل آب بوده و بالقوّة بخار مىباشد .
2 - هرپديدهء زمانمندى مسبوق به قوهء وجود و تحقق مىباشد ، چرا كه پيش از به وجود آمدنش بايد وجودش ممكن باشد و بتواند متصف به هستى گردد ، همانطورى كه مىتواند متصف به هستى نشده و به وجود نيايد ، زيرا اگر وجودش ممتنع باشد تحقق آن محال خواهد بود ، همانطورى كه اگر وجودش واجب باشد هرگز از هستى جدا نمىگشت و هيچگاه معدوم نمىشد ، در حالى كه چنين نيست .
3 - اين امكان چيزى است غير از قدرت فاعل بر ايجاد آن ، زيرا امكان وجود يك پديده ، وصفى است كه آن پديده در مقايسه با وجودش متصف به آن مىگردد نه در مقايسه با شىء ديگرى نظير فاعل .
4 - اين امكان ، امرى خارجى است نه معنايى كه عقل آن را اعتبار كرده و وصف ماهيت قرار داده باشد ، چرا كه متصف به شدت و ضعف و نزديك و دورى مىشود ، مثلا نطفه كه انسان شدن در آن هست به انسانيت نزديكتر از غذايى است كه تبديل به نطفه مىشود .
5 - امكان ياد شده ، قائم به ذات خويش نيست و اين واضح است ، بلكه عرضى است متكى بر شىء ديگر . ما اين امكان را قوه و موضوعش را ماده مىناميم ، در نتيجه ، هر پديدهء زمانمندى مادهاى پيش از خود دارد كه بار قوهء وجود آن را حمل مىكند .
6 - ويژگىهاى ماده : 1 . حيثيت ماده حيثيت قوهء محض است ، 2 . ماده هميشه قائم به فعليت ديگرى است ، 3 . ماده با تغيير فعليات تغيير نمىكند ، 4 . ماده اولى قديم زمانى است .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 318
مساهمون: محمد حسين آخوندى
ص٣١٨