و قوّة الشّيء الّتي تحملها نسبة الجسم الطّبيعيّ و الجسم التّعليميّ ، فقوّة الشّيء الخاصّ تعيّن قوّة المادّة المبهمة ، كما أنّ الجسم التّعليميّ تعيّن الامتدادات الثّلاثة : المبهمة في الجسم الطّبيعيّ . و رابعا ( 1 ) : أنّ وجود الحوادث الزّمانيّة لا ينفكّ عن تغيّر في صورها إن كانت جواهر ، أو في أحوالها إن كانت أعراضا . و ( 2 ) خامسا : ( 3 ) إنّ القوّة تقوم دائما بفعليّة ، و المادّة تقوم دائما بصورة تحفظها ، فإذا حدثت صورة بعد صورة ، قامت الصّورة الحديثة مقام القديمة ، و قوّمت المادّة . و ( 4 ) سادسا : يتبيّن بما تقدّم : أنّ القوّة تتقدّم على الفعل الخاصّ تقدّما زمانيّا ، و أنّ مطلق الفعل يتقدّم على القوّة بجميع أنحاء التقدّم ، من علّيّ ، و طبعيّ ، و زمانيّ ، و غيرها .
چكيده
1 - تحقق يك شىء در خارج به گونهاى كه آثار مورد انتظار بر آن مترتب گردد ، فعل ناميده مىشود و مىگويند وجودش بالفعل مىباشد و امكان تحقق آن شىء كه پيش از
هامش
- آن مىشود ) و با اين حركت زنجيرهاى از حوادث به وجود مىآيد و گفته شد مادهء اين حوادث امرى ثابت و مشترك ميان آنهاست كه با رفتن يك صورت و فعليت ، ماده آن صورت زائل نمىشود ، زيرا در اين صورت ، لازم مىآيد با حدوث هر پديدهء مادى بىنهايت ماده و قوه تحقق يابد و اين غير قابل قبول است .
( 1 ) - مؤلف در موارد متعدد اشاره داشتند كه نسبت ماده به قوه نسبت جسم طبيعى به جسم تعليمى است . جسم طبيعى جوهرى است كه در ماهيت خود اقتضايى نسبت به يك امتداد خاص ندارد و ذاتا ممتد و كششدار است ، اما تا چه حد و اندازه و به چه مقدار ، جسم طبيعى از اين جهت مبهم است و جسم تعليمى است كه به امتداد آن در طول و عرض و عمق تعيّن و تحصل مىدهد و نسبت ماده به قوّه و استعداد نيز به همين نحو است كه ماده ذاتا قوهء شدن و قابليت تبديل و تبدّل و پذيرش است ، اما اينكه تبديل به چه چيزى شود و چه چيزى را در خود بپذيرد ؟ گندم شود يا جو ؟ انسان شود يا گوسفند ؟
نسبت به هيچيك از اين امور اقتضاى خاصى ندارد و از اين جهت كاملا مبهم است و اين قوه است كه به ماده تعيّن مىدهد و مطلق امكان و استعداد را به صورت امكان و استعداد خاص و معين درمىآورد .
( 2 ) - حدوث و پيدايش پديدهء جوهرى هميشه ملازم با تغيير و تحول در صورت است و حدوث و پيدايش پديدهء عرضى همواره ملازم با تغيير حالت و آمدن صورت جديد توأم با رفتن صورت پيشين است و اين به دليل آن است كه هميشه چيزى تبديل به چيز ديگر مىگردد و اينطور نيست كه اشيا بدون هيچ سابقهاى و ابتداءا به وجود آيند .
( 3 ) - ماده قوهء محض است و در وجود و تحصل نيازمند فعليت است و ماده همواره قائم به صورتى است كه مقدم بر آن بوده ، امّا نه صورت خاص و معين ، بلكه به اصل صورت و فعليت و لذا صورتهاى گوناگون و متكثر به نحو على البدل با ماده اتحاد يافته و مايهء بقاى هستى آن مىگردند .
( 4 ) - قوّهء يك شىء تقدم زمانى بر فعليت آن شىء دارد و مادهء يك شىء تقدم زمانى بر صورت آن شىء دارد ، اما تقدم زمانى قوه بر فعل در صورتى است كه قوهء شىء را با فعليّت همان شىء در نظر گرفته و اگر قوهء يك شىء را با مطلق فعليت در نظر بگيريم خواهيم ديد فعليت به همهء انحاى تقدم ، بر قوهء شىء تقدم دارد .