الفصل الأوّل كلّ حادث زمانيّ مسبوق بقوّة الوجود
كلّ حادث زمانيّ فإنّه مسبوق بقوّة الوجود ( 1 ) ، لأنّه ( 2 ) قبل تحقّق وجوده يجب أن يكون ممكن الوجود ، يجوز أن يتّصف بالوجود كما يجوز أن لا يوجد ، إذ لو كان ممتنع الوجود استحال تحقّقه ، كما أنّه لو كان واجبا لم يتخلّف عن الوجود ، لكنّه ربّما لم يوجد ( 3 ) و إمكانه هذا ، غير قدرة الفاعل عليه ، لأنّ إمكان وجوده وصف له بالقياس إلى وجوده ، لا بالقياس إلى شيء آخر ، كالفاعل . ( 4 ) و هذا الإمكان أمر خارجيّ ، لا معنى عقليّ اعتباريّ ( 5 ) لا حق بماهيّة الشّيء ، لأنّه يتّصف بالشّدة و الضّعف ، و القرب و البعد ، فالنّطفة الّتي فيها إمكان أن يصير إنسانا أقرب إلى الإنسانيّة من الغذاء الّذى يتبدّل نطفة ، و الإمكان فيها أشدّ منه فيه . ( 6 )
هامش
( 1 ) - استدلالى كه براى اثبات اين مدعا بيان مىشود نخستين بار توسط ابن سينا بيان شده ( الهيات شفا فصل دوم از مقاله چهارم ) و صدر المتالهين نيز همان برهان را با اندك تعبيرى در اسفار آوردهاند . اسفار ، ج 3 ، ص 49 - 52 .
( 2 ) - مقدمهء اول استدلال .
( 3 ) - مقدمهء دوم استدلال . البته اين مقدمه صرفا جنبه توضيحى دارد و در مقام رفع يك توهم است و نقش اساسى در استدلال ندارد و شايد به همين جهت است كه مؤلّف در نهاية الحكمه آن را حذف كردهاند .
( 4 ) - مقدمهء سوم استدلال .
( 5 ) - توضيح آنكه امكان ، اصطلاحات گوناگونى دارد و از جملهء آنها امكان ذاتى و استعدادى است . امكان ذاتى عبارت است از سلب ضرورت وجود و عدم از ماهيت . اما امكان استعدادى ، عبارت است از حالت تهيؤ و آمادگى براى تبديل به شىء ديگر شدن . فرق اساسى ميان امكان ذاتى و استعدادى در آن است كه امكان ذاتى ، مفهومى اعتبارى و انتزاعى است كه وجود جداگانهاى در خارج ندارد ، بلكه فقط معروضش كه منشأ انتزاعش است ما به ازاى خارجى دارد ؛ يعنى وقتى مىگوييم انسان ممكن الوجود است ، چنين نيست كه در خارج امرى به نام امكان كه وجود خاصى براى خودش دارد عارض بر انسان شده باشد ، آنگونه كه علم و شجاعت بر انسان عارض مىشوند ، بلكه وقتى ذهن ، ماهيت انسان را من حيث هى اعتبار مىكند و آن را نه مقتضى وجود مىبيند و نه مقتضى عدم ، وصف امكان را از آن انتزاع كرده و بر آن حمل مىكند . اما امكان استعدادى ؛ امرى وجودى است و ما به ازاى خارجى دارد ؛ يعنى امرى حقيقى است نه اعتبارى . و به تعبير ديگر ، از معقولات اوليه است ، نه از معقولات ثانيهء فلسفى . و دليل بر امر وجودى بودن امكان استعدادى ، متصف شدن آن به شدت و ضعف و دورى و نزديكى و . . . است و اينها اوصاف وجودى هستند و تنها شىء موجود مىتواند به آنها متصف شود بر خلاف امكان ذاتى كه مفهومى متواطى است و هرگز به شدّت و ضعف متصف نمىگردد .
( 6 ) - اين برهان ، تام نيست ، زيرا در مقدمهء نخست ، امكان ذاتى اثبات شده كه امرى اعتبارى و انتزاعى است ، اما در مقدمهء سوم امكان به معناى آمادگى و تهيّؤ يك شىء براى تبديل شدن به شىء ديگر در نظر گرفته شده و اين غير از امكان ذاتى