تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
و يقال السّبق و التّقدّم بالرّتبة ، اللّحوق و التّأخّر بالرّتبة . 8 . و منها : السّبق بالشّرف ، و هو السّبق في الصّفات الكماليّة ، ( 1 ) كتقدّم العالم على الجاهل ، و الشّجاع على الجبان . چكيده 1 - هرگاه چيزى را كه دو شىء ديگر مشتركا با آن نسبت دارند به عنوان مبدأ در نظر بگيريم و آن دو شىء به گونه‌اى باشند كه آن مقدار از نسبت خاص را كه شىء دوّم با آن مبدأ مفروض دارد شىء اول نيز داشته باشد اما همه آن‌چه را شىء اوّل دارد شىء دوم نداشته باشد در اين صورت ، حالت خاص شىء نخست ، يعنى بيشتر بودن نسبتش با مبدأ ، تقدّم ناميده مىشود و آن حالت خاص شىء دوم ، يعنى كمتر بودن نسبت شىء با مبدأ را تأخّر مىنامند . 2 - معيّت عبارت است از عدم اختلاف دو امر در معنايى كه شأنيت اختلاف در آن معنا را دارند . معيت درواقع ، عدم ، و ملكه ، تقدّم و تأخر است و تمام اقسامى كه براى تقدّم و تأخّر بيان مىشود در مورد معيّت نيز مطرح است . 3 . تقدّم زمانى ، تقدّمى است كه متقدّم و متأخّر در آن باهم جمع نمىشوند ، مانند تقدّم بعضى از اجزاى زمان بر بعض ديگر آن ، در اين نوع تقدّم و تأخّر ، ترتيب ميان اجزا و نيز جهت ترتيب آن‌ها يك امرى حقيقى است . 4 - ميان علت ناقصه و معلول آن ، تقدّم و تأخّر طبعى برقرار است ، زيرا ابتدا علّت موجود مىشود و آن‌گاه معلول آن تحقق مىيابد . 5 - علت تامه ، نوعى تقدّم بر معلول خود دارد كه تقدّم علّى ناميده مىشود و معلول نيز نسبت به علّت تامهء خود متأخّر علّى نام دارد .
هامش
( 1 ) - تقدم و تأخّر به شرف ، در امور معنوى كه زيادت و نقصان مىپذيرد مطرح است و به تعبير استاد شهيد مطهرى هرجا يك افعل تفضيل را بتوان به كاربرد و بتوان گفت كه اين يكى مبدأ اشتقاق را بيشتر از ديگرى دارد اين نوع از تقدّم و تأخر برقرار خواهد بود ، مانند اعلم ، اشجع . شرح مبسوط شرح منظومه ، ج 74 ، ص 192 . نكتهء قابل ذكر آن است كه ديدگاه مرحوم علامه طباطبائى در نهاية الحكمة با آن‌چه در اين‌جا بيان كرده‌اند تفاوت دارد ، زيرا در آن‌جا اين تقدم و تأخر را در مورد رذايل هم مطرح مىكنند ، بر خلاف اين‌جا كه مورد آن را تنها صفات كمالى و ارزش‌هاى متعالى مىدانند . هم‌چنين ملاك تقدّم و تأخر را در اين‌جا همان فضيلت و برترى ارزش‌هاى متعالى مىدانند ، امّا در نهاية الحكمة ملاك را معنايى مىدانند كه شأنيت اتصاف به فضيلت و يا رذيلت را دارد .