الفصل الأوّل في معنى السّبق و اللّحوق و أقسامهما و المعيّة
إنّ من عوارض الموجود بما هو موجود ( 1 ) : « السّبق » و « اللّحوق » ، و ذلك أنّه ربما كان لشيئين ، بما هما موجودان ، نسبة مشتركة ( 2 ) إلى مبدأ وجوديّ ، لكن لأحدهما منها ما ليس للآخر ، كنسبة الاثنين و الثّلاثة إلى الواحد ، لكنّ الاثنين أقرب إليه ، فيسمّى سابقا و متقدّما ، و تسمّى الثّلاثة لا حقة و متأخّرة ( 3 ) . و ربما كانت النّسبة المشتركة من غير تفاوت بين المنتسبين ، فتسمّى حالهما بالنّسبة إليه « معيّة » ( 4 ) ، و هما معان .
و قد عدّوا للسّبق و اللّحوق أقساما ( 5 ) ، عثروا عليها بالاستقراء .
1 . منها : السّبق الزّمانيّ ( 6 ) ، و هو السّبق الّذي لا يجامع فيه السّابق الّلاحق ، كتقدّم
هامش
( 1 ) - تقدّم و تأخر شيئى بر شىء ديگر درواقع از جمله اوصاف و ويژگىهايى است كه به اصل تحقق و وجود آن دو شىء مربوط مىشود ( موجود از آن جهت كه موجودات به آن متصف مىگردد ) نه به تعيّن نوعى يا صنفى يا فردى هريك از آنها و به همين دليل است كه در فلسفهء اولى كه عهدهدار بحث از احكام و اوصاف موجود مطلق است از آن بحث و گفتوگو مىشود .
( 2 ) - از فرمايش مرحوم علامه دربارهء مفهوم تقدّم و تأخر دانسته مىشود كه مسئلهء تقدّم و تأخر به مسئلهء تشكيك باز مىگردد ، زيرا تقدّم و تأخر هردو در نسبت داشتن به يك مبدأ مفروض ، با يكديگر مشتركاند و اختلافشان در همين نسبت مىباشد به اين صورت كه متقدّم سهم بيشترى از نسبت را دارد و متأخر سهم كمترى را ، بنابراين ، ما به الامتياز به ما به الاشتراك بازمىگردد كه اين همان تشكيك است .
( 3 ) - تقدّم و تأخر از نظر مرحوم علامّه مشترك معنوى است و تقدّم در همهء موارد گوناگون آن عبارت است از اينكه بهرهء شىء نسبت به يك مبدأ بيش از بهرهء شىء ديگر ( متأخر ) است و تأخر آن است كه بهرهء شىء نسبت به يك مبدأ كمتر از بهرهء شىء ديگر ( متقدم ) باشد .
( 4 ) - معيّت درواقع در برابر تقدّم و تأخر قرار دارد و نسبت به آن دو يك معناى سلبى و عدمى دارد . معيّت عبارت است از عدم اختلاف دو امر در معنايى كه شأنيت اختلاف را در آن معنا دارند لذا معيّت ، عدم ، و ملكه ، تقدّم و تأخر مىباشد .
( 5 ) - بايد توجّه داشت كه تمام اقسامى كه براى تقدّم و تأخر بيان مىشود در مورد معيّت نيز مطرح است ، لذا همانگونه كه تقدّم و تأخر بالشرف داريم معيّت بالشرف هم خواهيم داشت و . . . . مؤلّف در نهاية الحكمه هشت قسم براى معيّت ذكر كردهاند و تنها معيّت بالتجوهر را بيان نكردهاند .
( 6 ) - در اين نوع تقدّم و تأخّر ، اوّلا : ترتيب ميان اجزا و نيز جهت ترتيب آنها امرى حقيقى است و به هيچ وجه بستگى به اعتبار و قرارداد ندارد ؛ يعنى ديروز و امروز حقيقتا متعاقب و پىدرپى هستند چه به آن توجّه كنيم يا نكنيم و چه آن را اعتبار كنيم يا نكنيم و ديروز حقيقتا پيش از امروز و قبل از آن است ، بر خلاف تقدم و تأخر مكانى كه چينش اجزا ممكن است تغيير كند و تعيين جهت اين چينش كاملا قراردادى و وابسته به نظر ماست ؛ و ثانيا : آنكه تقدّم و تأخر اجزاى زمان بر يكديگر امرى ذاتى براى آنهاست ؛ يعنى ديروز از آن جهت كه زمان خاصى است بر امروز ، از آن جهت كه زمان