چكيده
مادّه و هيولاى اولى هميشه ملازم با صورت است ، زيرا :
اوّلا : مادّهء اولى قوّهء محض است و هيچ فعليّتى از خود ندارد و امرى مبهم و بدون تحصّل و تعيّن است و گرنه از قبول و پذيرش تحصل و تعيّن ابا و امتناع دارد ؛
ثانيا : وجود ، مساوق با فعليت است .
لذا ماده براى موجود شدن در خارج نيازمند به جوهر ديگرى است كه ذاتا بالفعل بوده و با انضمام آن با ماده به او فعليّت و تحصل مىدهد ، و اين جوهر همان صورت است . پس ماده هميشه در وجود خارجى خود ملازم با صورت است .
صورت نيز هميشه در وجود و تحقق خود ملازم با ماده است ، زيرا :
تمام اشيا و اجسام اطراف ما قابليت و امكان تغيير و تبديل به اشياى ديگر را دارند و شيئى كه امكان تبديل شدن به شىء ديگر در آن باشد بدون ماده نخواهد بود ( در فصل چهارم اين مطلب تبيين شده است ) .
منابع بيشتر براى مطالعه
- شرح مختصر شرح منظومه ، ج 2 ، ص 207 .
- نهاية الحكمة ، فصل ششم از مرحله ششم .
پرسش
1 . چه دليلى بر ملازمت و عدم انفكاك مادّه از صورت مىتوان اقامه كرد ؟ توضيح دهيد .
2 . چرا صورت جسمى منفك از مادّه نمىباشد ؟ توضيح دهيد .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 194
مساهمون: محمد حسين آخوندى
ص١٩٤