مجرّده ، و ماهيت لا به شرط را ماهيت مطلقه .
3 - ماهيتى كه به اين سه قسم تقسيم مىشود همان كلى طبيعى است و چون دو قسم از اين سه قسم در خارج وجود دارند كلى طبيعى نيز كه مقسم آنهاست در خارج موجود است .
4 - كثرت عددى در ماهيت است ، زيرا اولا : اگر كلى كه ضمن افراد خارجى تحقق دارد وحدت عددى داشته باشد همان چيز كه واحد است كثير خواهد بود و واحد در عين حال كه واحد است محال است كثير باشد . پس كلى كه ضمن افراد است وحدت عددى ندارد ، و ثانيا : ماهيتى كه ضمن افراد تحقق دارد اگر وحدت عددى داشته باشد ، امر واحد متصف به صفات متقابل خواهد شد و اين اتصاف ، محال است پس ماهيتى كه در ضمن افراد است وحدت عددى ندارد ، بلكه كثرت عددى دارد .
5 - كلى طبيعى موجود ضمن افرادش ، از جهت مفهوم و ماهيت يكى است ( وحدت مفهوم دارد ) امّا از جهت شخص و عدد متكثر مىباشد ( وحدت عددى ندارد ) پس ماهيت ، كثرت عددى دارد ، زيرا :
الف ) اگر كلىاى كه ضمن افراد خارجى تحقق دارد وحدت عددى داشته باشد مستلزم آن است كه همان چيزى كه واحد است كثير باشد و اين محال است ؛
ب ) اگر ماهيتى كه ضمن افرادش تحقق پيدا مىكند وحدت عددى داشته باشد امر واحدى متصف به صفات متقابل خواهد شد و اين محال است .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 149
مساهمون: محمد حسين آخوندى
ص١٤٩