تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
فالقسم الأوّل هو الماهيّة به شرط شيء ، و تسمّى « المخلوطة » و القسم الثّاني هو الماهيّة به شرط لا ، و تسمّى « المجرّدة » و القسم الثّالث هو الماهيّة لا به شرط و تسمّى « المطلقة » . و الماهيّة الّتي هي المقسم للأقسام الثّلاثة هي الكلّيّ الطّبيعيّ ( 1 ) و هي الّتي تعرضها الكلّيّة في الذّهن ، فتقبل الانطباق على كثيرين ، و هي موجودة ( 2 ) في الخارج ،
هامش
( 1 ) - ابتدا بايد ديد كه آيا اعتبارات سه‌گانهء ياد شده ، اقسام ماهيت هستند يا نه ؟ و در صورتى كه پاسخ مثبت بود بايد ديد مقسم اين اقسام چيست ؟ برخى صاحب‌نظران ( مرحوم بروجردى به نقل از : استاد مطهرى ، شرح مبسوط ، شرح منظومه ، ج 4 ص 342 ) برآنند كه اعتبارات ياد شده اساسا اقسام ماهيت نيستند ، بلكه اقسام اعتبار و لحاظ ذهنى هستند ، بنابراين ، مقسم در اين تقسيم ماهيت نيست ، بلكه اعتبار و لحاظ است ؛ وقتى مىگوييم انسان يا به شرط شىء لحاظ مىشود يا به شرط لا يا لا به شرط ، در حقيقت انسان را به سه قسم تقسيم نكرده‌ايم ، انسان امر واحدى است و چند قسم ندارد ، بلكه اعتبار كه عملى ذهنى است و به ماهيت تعلّق مىگيرد بر سه قسم است . اما اين سخن ، تام نيست ، زيرا صاحبان اين نظريّه از اين نكته غفلت كرده‌اند كه اعتبار همان لحاظ است و لحاظ ذهنى با ملحوظ يكى است و نحوهء اعتبار و لحاظ ماهيتى به آن ماهيت ، شكل و قالب خاص مىدهد ، پس وقتى لحاظ و اعتبار سه قسم بود ملحوظ و معتبر كه همان ماهيت است نيز بر سه قسم است . بنابراين ، اعتبارات سه‌گانهء مورد بحث ، در واقع بيان‌گر اقسام سه‌گانهء ماهيت است ، البته اين تقسيم تقسيمى ذهنى است و نه خارجى ، زيرا اساسا اعتبار و لحاظ ، امرى ذهنى است . حال با توجه به مطالب گفته شده بايد ديد مقسم در اين تقسيم چيست ؟ نكتهء قابل توجه آن‌كه در تقسيم كلى به جزئيات ( - تقسيم منطقى ) مقسم نسبت به خصوصيات هريك از اقسام ، مطلق و لا به شرط است و لذا در همهء اقسام ، حضور دارد و با هريك از آن‌ها متحد است و مقسم در واقع قدر جامع و مشترك ميان همهء اقسام است . بنابراين ، مقسم اعتبارات سه‌گانهء ماهيت نيز ، ماهيت مطلق و لا به شرط است . و بايد دانست كه ميان ماهيت لابشرطى كه يكى از اعتبارات سه‌گانه را تشكيل مىدهد و اصطلاحا به آن « لا به شرط قسمى » مىگويند با آن‌چه مقسم اين اعتبارات است و اصطلاحا به آن « لا به شرط مقسمى » مىگويند تفاوت است و آن اين‌كه « لا به شرط قسمى » ماهيتى است كه لابشرط بودن در آن ، لحاظ شده و مقيد به قيد اطلاق است ، اما « لا به شرط مقسمى » اين قيد را نيز ندارد و لذا گفته‌اند كه مطلق ماهيت تقسيم مىشود به ماهيت مطلقه و ماهيت مجرده و ماهيت مخلوطه . به عقيدهء مؤلف ، ماهيتى كه از هر قيد وجودى و عدمى رهاست و حتى مقيد به قيد اطلاق نيست ؛ يعنى ماهيتى كه مقسم اعتبارات سه‌گانه است ، همان « كلى طبيعى » است . و مىدانيم كلى طبيعى همان نفس طبيعت و ماهيت است كه اگر در ذهن موجود شود متصف به كليت مىگردد و اگر در خارج محقق شود جزئى و متشخص خواهد بود . در برابر كلى منطقى ( كه همان وصف كليت است ؛ يعنى قابليت صدق و انطباق بر بيش از يك مصداق ) و كلى عقلى ( مجموع موصوف و صفت ) . ( 2 ) - كلى منطقى امرى ذهنى است ، زيرا هرآن‌چه در خارج تحقق دارد جزئى و متشخص است . كلى عقلى نيز تنها در ذهن تحقق دارد ، زيرا كلى عقلى ماهيتى است كه مقيد به كليت است و چون قيد آن ذهنى است مجموع آن نيز امرى ذهنى خواهد بود . اما در مورد كلى طبيعى اختلاف است ، برخى گفته‌اند آن‌چه در خارج تحقق دارد افراد كلى طبيعى است و وجود اين افراد مجازا به كلى طبيعى نسبت داده شده ، پس اگر گفته مىشود در خارج ، انسان وجود دارد معنايش آن است كه افراد انسان در خارج تحقق دارد . اما مؤلف مانند بسيارى از محققان بر آن است كه كلى طبيعى در خارج وجود دارد به همان‌گونه كه فردش در خارج وجود و تحقق دارد . اين مدعا از مقدمات ذيل تشكيل مىشود : 1 . كلى طبيعى مقسم اعتبارات سه‌گانهء ماهيت است ؛ 2 . مقسم ضمن هريك از اقسام خود وجود دارد و درواقع ، وجود هريك از اقسام موجود ، وجود مقسم هم نيز هست ؛ 3 . دو قسم از اقسام كلى طبيعى ( ماهيت مخلوطه و مطلقه ) در خارج تحقق دارد .
در سايه سار حكمت ، شرح و توضيح بدايه الحكمه ( فارسى ) — صفحة 147 | محمد حسين آخوندى