الفصل الثّالث في معنى الذّاتيّ ( 1 ) و العرضيّ ( 2 )
المعاني المعتبرة في الماهيّات المأخوذة في حدودها - و هي الّتي ترتفع الماهيّة بارتفاعها - تسمّى « الذّاتيّات » و ماوراء ذلك عرضيّات ( 3 ) محمولة ، فان توقّف انتزاعها و حملها على انضمام ، سمّيت « محمولات بالضّميمة » ، ( 4 ) كانتزاع الحارّ و حملها على الجسم من انضمام الحرارة إليه ، و إلّا فالخارج المحمول كالعالي و السافل .
و الذّاتيّ يميّز من غيره بوجوه من خواصّه : منها : أنّ الذاتيّات بيّنة ، لا تحتاج في ثبوتها لذي الذّاتيّ إلى وسط . و منها : أنّها غنيّة عن السّبب ، بمعنى أنّها لا تحتاج إلى سبب وراء سبب ذي الذّاتيّ ، فعلّة وجود الماهيّة بعينها علّة اجزائها الذّاتيّة . و منها : أنّ الاجزاء الذاتيّة متقدّمة على ذي الذّاتيّ . و الإشكال في تقدّم الأجزاء على الكلّ « بأنّ الاجزاء هي الكلّ
هامش
( 1 ) - هرگاه چيزى بر چيزى حمل شود ، محمول در رابطهء با موضوع دو حالت دارد الف - ذاتى ب - عرضى .
ذاتى در اينجا همان ذاتى كليات خمس است كه هرگاه چيزى بر چيزى حمل شود محمول در رابطه با موضوع جزء ذات موضوع يا تمام ذات موضوع باشد به گونهاى كه قوام ذات موضوع به آن بوده و ذات موضوع با زايل شدن آن زايل شود ، البته بنا برمبناى مؤلف كه حمل جنس و فصل بر نوع را حمل اوّلى قلمداد مىكنند ، نه برمبناى مشهور كه چنين حملى را حمل شايع مىدانند .
( 2 ) - اگر محمول جزء ذات يا تمام ذات موضوع خود نباشد و جنس و فصل آن را تشكيل ندهد ، بلكه امرى بيرون از ذات موضوع خود باشد كه بر آن حمل شده است ، در اين صورت ، عرضى خوانده مىشود .
( 3 ) - ذاتى يا عرضى بودن مفهومى ، امرى كاملا نسبى است ؛ يعنى مفهوم نسبت به موضوعى خاص ممكن است ذاتى باشد و نسبت به موضوع ديگرى عرضى باشد ، مانند كلمهء رنگين در قضيهء « جسم رنگين است » كه محمول عرضى است و در قضيهء « سفيدى رنگين است » محمول ذاتى است .
( 4 ) - وقتى محمولى بر موضوعى حمل مىشود دو حالت متصور است :
حالت اوّل : محمول واقعيّتى جدا از واقعيت موضوع ندارد ؛ يعنى در خارج هيچ نوع دوگانگى و كثرتى ميان موضوع و محمول برقرار نبوده و ذهن با تجزيه و تحليل خود از يك واقعيّت ، مفاهيم گوناگونى را انتزاع كرده و بر آن حمل مىكند ، مانند قضيههاى « انسان ممكن است » ، « انسان معلول است » كه امكان و معلوليّت هيچكدام واقعيّتى جدا از واقعيّت انسان ندارند ، يعنى ما به ازاى خارجى ندارند ، بلكه تنها منشأ انتزاع دارند . اين دسته از محمولات را خارج محمول نامند ؛
حالت دوّم : همانطور كه محمول در ظرف تشكيل قضيه ، تصورى جدا از تصور موضوع دارد كه عارض بر موضوع شده و حكم به اتحاد آن با موضوع مىشود ، در خارج نيز واقعيتى جدا از واقعيّت موضوع دارد كه عارض بر موضوع شده و نوعى اتحاد با آن پيدا مىكند ، « مانند انسان متعجب است » يا « خندان است » كه تعجب و خنده در خارج واقعيّتى جدا از ذات انسان داشته و به انسان ضميمه شده و آن را متصف به متعجب و خندان مىكند .