اثبات وحدت طبيعى و شخصى عالم طبيعت
علامه طباطبائى در مواضع مختلفى بر وحدت و ارتباط وثيق و ناگسستنى ميان عالم جسم و ماده تأكيد مىكند .
برخى براين باورند كه اجزاى جهان با يكديگر هيچگونه پيوندى ندارند . عديدى مثل : نيوتن اذعان دارند كه اجرام و اجسام عالم ارتباط مصنوعى و ساختگى نظير يك ماشين و كارخانه دارند ، ولى برخى مثل : ارسطو و حكماى الهى ، جهان را يك واحد شخصى و داراى يك روح ، مثل : انسان مىدانند ، با اين تفاوت كه جهان را انسان كبير و انسان را جهان صغير تلقى مىكنند ، ولى عرفا ، انسان را جهان كبير و جهان را انسان صغير محسوب مىدارند . در حقيقت ، ارسطو كل جهان را موجود واحدى مىداند كه طبيعت آن ، همه طبايع جزئيه ، مانند جمادات و نباتات و حيوانات را دربر مىگيرد .
شهيد مطهرى در اين خصوص مىفرمايد : رابطه اجزاى جهان ، تنها از راه مكانيزم توجيه نمىشود ؛ يعنى مصنوع خداوند را به مصنوع بشر نمىتوان قياس گرفت ، بلكه بايد پذيرفت كه جهان داراى وحدت طبيعى است . « 1 »
علامه طباطبائى در اين باب چنين مىفرمايد : موجودات جوهرى و عرضى جهان طبيعت ، داراى وجود شخصى و مرتبط باهم است . سراسر عالم ماده ، يك حقيقت واحد و پهناور و گذراست كه از مرحله قوهء محض ، به سوى فعليتى كه هيچ قوهاى ندارد ، در حركت جوهرى است « 2 » . كتاب آسمانى ما مىفرمايد :
وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ
« 3 » .
با توجه به اينكه قرآن تمام موجودات را هدايت شده بهوسيله خداوند و مسبّح حضرت حق مىداند و اينكه خداوند در آغاز ، آسمان و زمين را براى اطاعت خود
هامش
( 1 ) . اصول فلسفه و روش رئاليسم ، طبع جديد ، ج 5 ، ص 134 .
( 2 ) . نهاية الحكمه ، مرحله نهم ، فصل هشتم .
( 3 ) . غافر ، آيه 39 .