خلاصه اينكه اگر فاعل قريب حركت ؛ يعنى صور ، ثابت باشد ، نتيجه و معلول آنرا كه مشاهده مىكنيم نيز بايد ثابت باشد و جزئى از حركت تبديل به جزء ديگر حركت نگردد ؛ يعنى بايد حركت صورت نگيرد ، درحالىكه حركت صورت گرفته و ما آنرا مىبينيم و اين خلف است . علامه در جاى ديگر « 1 » فرموده است :
علت متغير بايد متغير باشد و الا اگر علت ، ثابت باشد و معلول ، متحرك و متغير باشد درنتيجه معلول كه بايد ثابت باشد ثابت نيست و متغير است و اين خلف است و محال ؛ و علة المتغير تجب أن تكون متغيرة و الا لزم تخلّف المعلول بتغيره عن علته و هو محال . )
اثبات محرك اول
در اينجا بسيار مناسب است ارتباط واجب الوجود و حركت بيان گردد . برهان معروف ارسطو كه براى اثبات خدا بهعنوان محرك اول عالم طبيعت ، مطرح و مورد توجه است ، بر پنج مقدمه تكيه دارد : 1 . حركت ، نيازمند به محرك اول است ؛ 2 .
محرك با حركت زمانا تواماند ؛ يعنى انفكاك زمانى آنها محال است ؛ 3 . هرمحرك يا متحرك است يا ثابت ؛ 4 . هرموجود جسمانى ، متغير و متحرك است ؛ ( مخصوصا اگر حركت جوهرى صدرايى در نظر گرفته شود . ) 5 . تسلسل امور مترتبهء غيرمتناهيه محال است . نتيجه : سلسله حركات ، منتهى به محركى مىشود كه متحرك نيست . « 2 »
بعضى گفتهاند : فلاسفه معتقدند تسلسل در امور همزمان باطل است و به همين جهت گويا آنها آخرين مقدمه برهان حركت را بر مقدمات برهان محرك اول افزوده باشند . « 3 » البته اين مطلب كه احتمالا فلاسفه پنجمين مقدمه
هامش
( 1 ) . نهاية الحكمه ، مرحله نهم ، فصل هشتم ، ص 207 .
( 2 ) . اصول فلسفه ، ج 5 ، ص 73 - 74 ، پاورقى .
( 3 ) . ايضاح الحكمه ، ترجمه و شرح بداية الحكمه ، ج 3 ، ص 112 .