وجود داشته است . براين اساس يك و دو ، جزء العله است كه تحقق يك و دو و سه باهم ، ضرورتا ، باعث تحقق سه مىشود ، چون علت تامه و شرط لازم و كافى وجود دارد ، ولى يك و دو ، شرط لازم تحقق سه است ، نه شرط كافى و مقابل آن ، لحوق بالطبع است ) .
سبق بالعليّه
3 . و منها : السبق بالعلّية ، و هو تقدّم العلّة التامّة على المعلول .
3 . و از جمله سبق و لحوق ، سبق ( و لحوق ) بالعليّه است كه آن عبارت از تقدم علت تامه بر معلول است ( مثل تقدم حضرت حق بر نظام آفرينش و مقابل آن ، لحوق بالعليهء معلول بر علت تامهاش مىباشد ) .
سبق بالماهيه يا تقدم بالتجوهر
4 . و منها : السبق بالماهيّة ، . . . بالتجوهر ، سبقا و لحوقا بالذات .
4 . و از جمله آنها سبق ( و لحوق ) بالماهيه است و همچنين تقدم ( و تأخر ) بالتجوهر ناميده مىشود و آن ، تقدم علل قوام ( و ماهوى ) بر معلول ( و نوع ) آن است ، مانند تقدم اجزاى ماهوى ( و قوامى ) نوعى بر نوع است . ( جنس و فصل بر نوع تقدم دارند و نوع ، نسبت به آندو تأخر دارد كه آندو ، از علل قوام و داخلى شىء هستند .
و علت فاعلى و غايى از علل وجودى و خارجى شىء محسوب مىشوند كه آن چهار قسم ، علل اربع ناميده شده است ) ، و تقدم ماهيت بر لوازمش نيز ، سبق و لحوق ماهوى ناميده شده است ، مانند تقدم چهار بر زوجيت و مقابل آن سبق و تقدم ، لحوق و تأخر بالماهيه و بالتجوهرى مىباشد .
و اين اقسام سهگانه ؛ يعنى ( سبق و لحوق ) بالطبع و بالعلى و بالتجوهر ، سبق و لحوق بالذات ناميده مىشوند .