نمىكند ، لذا هردو نسبت به يك رابطه دارند و دو نزديكتر است ) ، پس ( دو ) ، سابق و متقدم ناميده مىشود و سه ، لاحق و متأخر و چهبسا نسبت مشترك ميان دو شىء ، بدون تفاوت باشد كه منتسب به چيز سوم است ، لذا حال و حكم آندو نسبت به ( يك چيز مشترك ) ، معيّت و باهمى است و آندو شىء ( در اصطلاح ) معان ( و دو امر باهمى ) هستند . ( مثل دو مأموم ، نسبت به يك امام جماعت كه در نسبت مشترك و يكسانى قرار دارند و هيچكدام از ديگرى مقدم نيستند ، پس رابطه آنها نسبت به امام ، معان است ) .
اقسام سبق و لحوق
سبق و لحوق زمانى
و قد عدّوا للسبق و اللحقوق . . . و يقابله اللحقوق الزمانىّ .
براى سبق و لحوق اقسامى است كه با استقرا ( نه حصر عقلى ، فلاسفه ) از آنها اطلاع يافتهاند : 1 . يكى از آنها سبق ( و لحوق ) زمانى است و آن سبقى است كه در آن ، سابق با لاحق از نظر تحقق جمع نمىشوند ، مانند تقدم بعضى از اجزاى زمان بر بعضى ديگر ، مثل ( تقدم ) ديروز بر امروز و ( نظير ) تقدم حوادثى كه در زمان سابق واقع هستند بر حوادثى كه در زمان بعدى واقع خواهند شد و مقابل آن ( سبق زمانى ) ، لحوق زمانى است .
سبق بالطبع
2 . و منها : السبق بالطبع و هو . . . كتقدم الإثنين على الثلاثة .
2 . و از جمله اقسام سبق و لحوق ، سبق و لحوق بالطبع است و آن عبارت از تقدم علت ناقصه بر معلول است ، مانند تقدم دو بر سه ( و لحوق سه بر دو ، كه دو ، نسبت به سه ، علت ناقصه است ، چرا كه تا دو نباشد سه تحقق ندارد ، ولى اگر سه باشد ، حتما دو